تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
1 - اتاقى كه در آن نماز مىخوانيم 10 متر در 20 متر يعنى 200 است . 2 - در اين سطح 1000 نقطه جهت سجده قابل تصوير است . 3 - اجمالا مىدانيد كه يكى از اين هزار نقطه نجس شده است . حال بفرمايد : 1 - در اينجا چه عسر و حرجى در وجوب اجتناب از اين اتاق بوجود مىآيد . 2 - چه فرقى بين فرض فوق با فرض اينكه ما علم اجمالى پيدا كنيم كه دو متر از اين خانه 200 مترى نجس شده است وجود دارد ؟ آيا سهولت اجتناب از خانه در هر دو فرض وجود ندارد ؟ خواهيد گفت چرا مىتوان آن اتاق را رها كرده در محلّ ديگرى نماز خواند و هكذا در موارد ديگر . پس در سهولت و مشقّت اجتناب فرقى نمىكند كه معلوم بالاجمال قليل باشد يا كثير . دوّمين اشكال شيخ به ضابطهء محقّق چيست ؟ اين است كه ايشان گفتند هركجا در تشخيص اينكه كدام عدد محصور و كدام غير محصور است ، معيار ظنّ غالب است و ما در جواب مىگوئيم : اوّلا : ظنّ مجتهد براى ديگران ارزشى ندارد و اگر هم داراى ارزشى باشد براى خود اوست . ثانيا : مكرّر گفته شد كه اصل اوّلى در باب ظنّ حرمت عمل به آن است الّا ما خرج بالدليل . و لذا اين ظن غالبى كه شما مطرح كرده‌ايد ، دليل بر اعتبارش وجود ندارد . سوّمين اشكال شيخ به ضابطهء محقّق چيست ؟ اين است كه اينجا جاى استصحاب حليّت و جواز نيست بلكه جاى اصالة الاحتياط است . پاسخ شيخ را تبيين كنيد ؟ محقّق فرمود اگر دستتان از مراحل مختلف كوتاه شد به استصحاب مراجعه كنيد شيخ مىفرمايد مرادتان از استصحاب چيست ؟ محقّق مىفرمايد استصحاب الحليّه . يعنى اطراف شبهه نوعا سابقه‌اش حليّت است ، حال اگر در اين اطراف شك كردى كه محصوره‌اند يا غير محصوره و آيا حلال‌اند يا حرام ؟ همان حليّت را استصحاب كنيد . شيخ مىفرمايد : شما حقّ نداريد در اينجا استصحاب الحليّه اجرا كنيد ، مگر قبلا در دليل سوم و پنجم نگفتيم كه وقتى پاى علم اجمالى به ميان مىآيد پاى اصول عمليه را قطع مىكند و ديگر نوبت به اين اصول نمىرسد .