تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
و اگر مختلف است يعنى عدد 400 را در برخى چيزها قابل شمارش و در برخى چيزها غير قابل شمارش باز به رأى آنها عمل كن . اگر گفته شود بيشتر يحصى حساب مىكنند و برخى هم گاهى لا يحصى چه ؟ باز هم بايد يحصى را بگيريد كه غالب است . اگر سؤال شود كه برخى 400 را يحصى و برخى آن را لا يحصى به حساب مىآورند و در اينجا غلبه‌اى وجود ندارد چه ؟ در اينجا چه بايد كرد ؟ مىفرمايد : به استصحاب تمسّك كنيد . مراد جناب محقّق از ( و بهذا ينضبط كلّ ما ليس بمحصور شرعا . . . ) چيست ؟ اين است كه با اين ضابطه مىتوانيد حكم تمام موارد را مشخّص كرده و محصور بودن را از غير محصوره بودن تميز دهيد . 1 - چه در باب طهارت و نجاست كه فى المثل علم اجمالى به نجاست يكى از صدها مايع . 2 - چه در باب نكاح كه علم اجمالى داريد به حرمت نكاح يكى از دختران شهرتان . 3 - و چه در ابواب ديگر از قبيل غصبيّت ، حرمت ، ميته بودن و . . . نظر جناب شيخ در رابطهء با ضابطهء مذكور چيست ؟ اين است كه اين ضابطه در هر سه مرحله مبتلاى به اشكال است . اشكال مرحلهء اوّل ضابطهء جناب محقّق چيست ؟ اين است كه ضابط محقّق با تمثيل مىسازد لكن با تعليل نمىسازد . با كدام تعليل نمىسازد ؟ اين حضرات علّت آوردند كه چون اجتنابشان از شبههء غير محصوره غالبا عسرآور است . پس احتياط از آن لازم نيست . حال شما كه عدد 1000 را به‌عنوان شبههء غير محصوره مثال زديد آيا اجتناب از آن غالبا عسرآور است ؟ بايد بگوئيد خير ، چرا كه از اين مغازه عبور كرده سراغ مغازهء ديگر مىرويد چه عسر و حرجى ؟ عسر و حرجى در كار نيست . پس مىتوانيد كه احتياط كنيد و لذا اگرچه اين ضابطه با تمثيل مىسازد ولى با تعليل خود شما نمىسازد . به عبارت ديگر : شما گفتيد عدد 1000 غير محصوره است ، سپس گفتيد در غير محصوره احتياط واجب نيست . چرا كه عسر و حرج دارد . به شما مىگوئيم : دو جملهء فوق متنافيانند . چرا ؟ زيرا اگر فرض كنيم كه :