امّا پارهاى از اعداد هم مشكوكاند كه آيا ملحق به عدد سه هستند و يا به عدد 1000 ؟
مثل عدد 400 و 500 و 600
- در اين موارد معيار ظنّ غالب است يعنى اگر براى مجتهدى ظنّ غالب به الحاق اين اعداد به يك طرف از دو طرف اعلى و ادنى حاصل شد به مظنّه عمل مىكند و اگر حاصل نشد استصحاب مىكند تا زمانى كه ناقل حاصل شود .
به عبارت ديگر محقّق ( ره ) مىفرمايد :
برخى از اعداد و آمار محصور و متيقّن است مثل : 2 و 3 و برخى هم غير محصور و متيقّن است مثل 1000 و . . .
حال :
- برخى اعداد هم ميان اين دو متيقّن قرار گرفته و مشكوكاند .
وظيفهء ما در مورد اين مشكوكات چيست ؟
- محقّق مىفرمايد :
ببين كدام ارقام و اعداد مشابه طرفيناند ، ملحق كنيد به طرفين .
فى المثل :
اگر از دو عدد 400 و 600 ، شمارش 600 در زمان كوتاه همچون 1000 مشكل است آن را ملحق كن به 1000 .
و اگر از دو عدد مزبور 400 شمارشش در زمان كوتاه آسان است آن را ملحق كنيد به ثلاث .
پس ايشان در ابتداء مسئله اعداد مشكوك ما بين محصور و غير محصور را از راه شبهات و ملحق كردن آن را مورد بررسى و تبيين قرار داد .
اگر از راه تشابه نشد و اعداد مزبور باز هم مشكوك ماند چه ؟
مىفرمايد : ببين ظنّ تو ، تو را به كدام طرف مىكشاند عدد را ملحق به همان طرف كن .
منشأ اين ظنّ كجاست ؟
اشباه و نظائر است يعنى ببين ، در ميان مردم با عدد 400 چگونه برخورد مىشود و آن را چگونه حساب مىكنند .
آيا اشتباه و نظائر آن يكنواخت است يا مختلف ؟
يعنى آيا عدد 400 را اغلب قابل شمارش به حساب مىآورند يا اغلب غير قابل شمارش درهرصورت شما به رأى اغلب عمل كن .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 404
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٠٤