مراد شيخ از عبارت ( و فيه : مضافا الى انّه انّما يتّجه اذا كان الاعتماد . . . ) چيست ؟
اين است كه دو اشكال و اعتراض به ضابطهء مذكور وارد است مبنى بر اينكه :
1 - رجوع به عرف در مواردى است كه لفظى و يا عنوانى در لسان آيه ، روايت و يا اجماعى كه كاشف از قول معصوم است آمده باشد و شارع در جهت تبيين آن ميزانى قرار نداده باشد ، و لذا جهت شناخت حدود آن موضوع به عرف مراجعه مىشود .
و حال آنكه در آيات و روايات حرفى از شبههء محصوره و غير محصوره نيست و گفتيم دو اصطلاح مورد استفاده در ميان فقهاء است ، و لذا ممكن است در معقد اجماع آمده باشد امّا ادلّه ما منحصر به اجماع نيست بلكه ادلّهء متعدّد ديگرى داريم كه اين عنوان در آنها مطرح نبود .
پس بايد ضابطهاى ذكر نمود كه با همهء ادلّه تطبيق كند .
2 - شما براى غير محصوره به عدد هزار مثال زديد و گفتيد شمارش آن دشوار است ، اين مطلب مقدارى اجمال و ابهام دارد ، چرا كه شمردن عدد 1000 اگرچه در زمان قليل مثل يك دقيقه دشوار است و لكن در زمان چند دقيقه بسيار آسان است .
مخصوصا با ابزار و وسائل الكترونيكى ديگر امروز اين مسئله مطرح نيست چرا كه صدها هزار عدد و يا شىء را در يك دقيقه شمارش مىكنند .
مراد از ( و ربّما قيد المحقّق الثانى عسر العدّ به زمان قصير . . . . ) چيست ؟
اين است كه مرحوم محقّق ثانى در رفع اشكال شمارهء دو قيدى را به ضابطهء مذكور افزوده است و آن عبارت است از اينكه : هر عددى كه شمارش آن در زمان قليل آسان باشد او محصوره است و هر عددى كه شمارش آن در زمان قليل مشكل باشد و لو در زمان طويل آسان باشد ، غير محصوره است .
پس مراد از ( انّ طريق ضبطه ان يقال : لا ريب . . . الخ ) چيست ؟
ادامهء فرمايش جناب محقّق است مبنى بر اينكه :
1 - برخى از مراتب عاليهء عدد يقينا غير محصوره است مثل عدد 1000 ، چرا كه شمارش آن در زمان قليل دشوار است .
2 - برخى از مراتب نازلهء عدد قطعا محصوره است مثل عدد 2 ، 3 ، 10 و . . . . حال در اين ميان :
- يك سرى از اعداد جارى مجراى عدد هزارند مثل 800 و 900 و در غير محصوره بودن حكم هزار را دارند .
- يك سرى از اعداد هم جارى مجراى عدد 2 و 3 هستند مثل عدد 5 ، 10 ، 20 و . . . و در محصوره بودن حكم عدد 3 را دارند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 403
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٠٣