پس اگر ظن ( تو ) غلبه كرد بر الحاق آن به يك طرف ، پس آنچنان است ( و تو آن را ملحق كن به همان طرف ) و به مظنّه عمل كن و الّا اگر ظنّ حاصل نشد براى تو ، به استصحاب عمل مىشود تا علم به ناقل حاصل شود و با اين ضابطه حكم تمام مواردى كه محصوره نيستند و مشكوكاند در بابهاى طهارت و نجاست منضبط و مورد تشخيص واقع مىشوند .
مناقشهء شيخ در آنچه جناب محقّق افاده فرمود اعتراض اوّل مىگويم : براى بررسى و نظر در آنچه جناب محقّق فرمود فرصتى است :
اوّلا : قرار دادن عدد 1000 به صورت غير محصوره ( به حساب اينكه شمارشش در زمان كوتاه مشكل است اگرچه با تعريف و تمثيل خود ايشان مىسازد و لكن ) منافى آن چيزى است كه عدم وجوب اجتناب را بدان معلّل كردهاند و آن عبارتست از لزوم عسر و حرج در ( اثر ) اجتناب ( يعنى كه 1000 عسرآور نيست ) .
پس اگر ما اتاقى را فرض كنيم كه 20 ذراع در 20 ذراع است و نجاست جزء كمى از آنكه سجده برآن صحيح است و نسبتش به ( آن ) اتاق ( مثل ) ، نسبت يك به هزار است ، چه عسر و حرجى در اجتناب از اين اتاق و نماز در اتاق ديگر وجود دارد ؟ و چه فرقى است ميان اين فرض ( كه 1000 / 1 آن نجس است ) و ميان اينكه نجاست يك ذرع و يا دو ذرع از آنكه موجب حصر ( و محصوره بودن ) شبهه است ؟ زيرا ( در ) سهولت اجتناب و دشوارى آن فرقى نمىكند كه ( مقدار نجس ) معلوم بالاجمال كم باشد و يا زياد .
و اينچنين است اگر ظرفى از طعام ( مثلا برنج و يا تخمه ) را فرض كنيم كه ( تعدادش ) به 1000 حبّه و بلكه بيشتر از آن مىرسد و نجاست يا غصبيّت يك دانهء از آن معلوم است .
پس : ( غير محصوره ) قرار دادن اين ظرف منافى با تعليل رخصت در آن است ( آن هم ) به سبب تعسّر اجتناب .
اعتراض دوّم شيخ و امّا ثانيا : دليلى بر ( حجيّت ) ظنّ فقيه به اينكه فلان عدد معيّن جارى مجراى ( فلان ) محصور است در سهولت حصر يا جارى مجراى غير محصور است ، وجود ندارد .
اعتراض سوّم شيخ و امّا ثالثا : رجوع در هنگام شك ، به استصحاب ، تا اينكه ناقل روشن شود ، صحيح نيست ؛ زيرا اگر ( از
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٠٠