ترجمه :
تنبيه دوم : ضابطهء محصور و غير محصور بودن شبهه
آراء اصحاب ما در بيان ضابطه و معيار محصور بودن شبهه از غير آن متفاوت است .
بنابراين :
معيار شهيد ثانى و محقّق ثانى و ميسى و صاحب مدارك در تعيين و تشخيص غير محصوره ، رجوع به عرف است . پس آن چيزى است كه عادة و عرفا غير محصوره است به اين معنا كه شمارش آن ( در زمان كم ) دشوار است ، نه اينكه ( شمارش ) غيرممكن باشد ، زيرا هر عددى از اعداد كه يافت شود قابل معدود و محصور بودن ( و قابل شمارش ) است .
مناقشهء شيخ در قول مذكور اين است كه علاوه بر اينكه تعريف مذكور وقتى موجّه است كه در عدم وجوب اجتناب بر جواز ارتكاب ( اطراف الكل ) در غير محصوره بر اجماع منقول يا بر تحصيل اجماع منقول از اتفاقنظر كسانى كه به اين عبارت از آن تعبير كردهاند كه كاشف از معيار در قول معصوم است تكيه شود ، اينكه شمارش آنچه ( 1000 ) در مثال براى غير محصور آوردند ( و ادّعا نمودند كه ) غير متحقّق است ( درست نيست ) زيرا شمارش 1000 ( در زمان بيشتر ) دشوار شمرده نمىشود .
ضابطهء محقّق ثانى در فوائد الشرائع محقّق ثانى مشكل بودن شمارش را مقيّد كرده است به زمان كم و در فوائد الشرائع ( چنان كه در حاشيهء ارشاد نيز موجود است ) ، پس از ذكر اينكه غير محصوره از حقايق عرفيّه است فرموده :
طريقهء ضبط غير محصوره اين است كه گفته شود :
1 - ترديدى نيست كه اگر مرتبهء عاليه عددى از اعداد مثل 1000 مثلا در نظر گرفته شود قطع حاصل مىشود به اينكه از امورى است كه عادة و عرفا معدود و محصور نيست ، به دليل دشوارى شمارش آن در زمان كوتاه ، پس در يك طرف قرار مىگيرد ( و غير محصوره شمرده مىشود ) و مرتبهء ديگرى كه ادنى ( و كمترين ) است مثل 3 در نظر گرفته مىشود كه يقين حاصل مىشود كه محصوره است . به دليل آسانى شمارش آن در زمان كوتاه و آنچه ( اعدادى ) كه ما بين اين دو طرف قرار دارند ، هريك كه جارى مجراى طرف محصورهاند به آن ملحق مىشوند و همچنين اعدادى كه جارى مجراى غير محصورهاند به آن ملحق مىشوند و آنچه شك در تشخيص آن عارض مىشود بر اشباه و نظائر عرضه مىشوند .