مراد امام اين نيست كه اگر در يك محلّ ديدى كه پنيرهايشان نجس است به هر محلّى كه رسيدى از پنيرهاى آنجا اجتناب كن .
يعنى امام مرادش را به صورت شبههء غير محصوره مطرح نفرموده بدين معنا كه بگويد :
به هر محلّى از محلّههاى شهر كه رفتى احتمال بده كه پنير آن محلّ واحد مورد نظر در اين محلّه نيز وجود داشته باشد ، پس بايد احتياط نمود . خير .
حاصل و خلاصهء بيان شيخ در فراز اوّل حديث چيست ؟
اين است كه دو معنا و يا دو احتمال خيلى ساده در معناى حديث وجود دارد :
يك احتمال برمىخورد به شبههء غير محصوره ، بدين معنا كه وقتى در يك روستا پنير نجس درست شده از هر پنيرى كه در زمين پيدا مىشود بايد اجتناب نمود چرا كه محتمل است از آن روستا باشد .
و لكن چون مطلب را به صورت شبههء غير محصوره مطرح مىفرمايد ، احتياط در آن واجب نيست .
يك احتمال هم برمىخورد به شك بدوى ، بدين معنا كه آيا اگر در يك جا ديديد پنير نجس درست مىكنند ، بايد مسئله را به هرجائى تعميم داده و بگوييد : شايد پنير نجس درست مىكنند ؟
نتيجهء بررسى احتمالات در فراز اوّل چيست ؟
اين است كه وقتى در حديث دو احتمال پيدا شد مىگوئيم اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال .
مراد از ( و امّا قوله : ما اظن كلّهم يسمّون ، فالمراد منه عدم وجوب الظن . . . ) چيست ؟
بيان يك احتمال ديگر است در فراز دوّم حديث علاوه برآن احتمالى كه مستدل آورد و آن عبارتست از اينكه : امام عليه السّلام روى امارات تكيه فرموده و بر اساس اينكه امارهء سوق المسلمين نشانهء تذكيه است ، گوشت را از بازار خريدارى مىفرموده ، نه اينكه بخاطر اينكه شبههء غير محصوره است به علم خود توجّه نكرده . حال اگر خريدارى امام به خاطر وجود اماره باشد ، حديث مزبور از محل بحث ما خارج است . چرا كه بحث ما در موردى است كه امارهء بخصوصى چه نفيا و چه اثباتا وجود ندارد .
به عبارت ديگر :
مستدل گفت : اينكه امام مىفرمايد به خدا قسم من به بازار مىروم ، گوشت و . . . مىخرم و گمان نمىكنم كه همهء مذبحين نام خدا را به زبان مىآورند ، ظهور در علم اجمالى دارد .
منتهى چون به صورت شبههء غير محصوره است ، اعتناء نكرده مىخرم و مصرف مىكنم .
و لذا اين معنا با شبههء غير محصوره سازگار است و نه با شك بدوى ، چون قسم مىخورد كه خود اشاره است به علم اجمالى .
شيخ در پاسخ مىگويد : ولى امام كه مىفرمايد : من با داشتن علم اجمالى به شبههء غير محصوره
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٧١