تمام ارض و زمين است حرام مىشود ؟
پس آنچه را كه علم و يقين دارى كه در آن ميته قرار داده شده ، آن را نخور و آنچه را كه علم ( به ورود ميته ) در آن ندارى ، خريدارى كن به فروش و بخور . به خدا قسم : من ( خودم ) به بازار مىروم ، پس گوشت ، روغن و پنير مىخرم به خدا قسم گمان نمىكنم كه تمام اين بردهها و سياهان ( هنگام ذبح ) نام خدا را به زبان بياورند ( معذلك به اين علم خود توجّه نكرده و خريد مىكنم ، چرا كه شبههء غير محصوره است و علم اجمالى در اينجا بلااثر است ) .
زيرا : اين سخن امام كه فرمودند : آيا بخاطر محل واحدى . . . تا آخر حديث ، ظهور دارد در اينكه ، صرف علم بوجود يك حرام ( در ميان مشتبهات به شبههء غير محصوره ) موجب اجتناب از همهء اطراف شبهه نمىشود . و همچنين از اين سخن امام عليه السّلام كه فرمودند : به خدا قسم گمان نمىكنم . . . الخ ، علم به عدم بردن نام خدا توسط گروهى است هنگام ذبح ( حيوانات مثل بربرها و سياهان ) مگر اينكه ادّعا شود : مراد ( امام عليه السّلام ) اين است كه : قرار دادن ميته در پنير در يك مكان و محل ( مثلا محلّهاى از شهر ) موجب اجتناب از پنيرهاى غير آن محلّه از محلّههاى ( آن شهر ) نمىشود ( چونكه شىء در اينجا مشكوك به شك بدوى است ) و بحثى در ( بدوى بودن ) آن وجود ندارد ، نه اينكه ( مراد امام اين بوده است كه ) نجس بودن پنير موجب اجتناب از هر پنيرى است كه احتمال داده مىشود از آن مكان و محلّه باشد ( و لذا كلام امام ربطى به شبههء غير محصوره نداشته ) .
پس : ( وقتى كلام امام مربوط به باب شك بدوى است و ربطى به باب علم اجمالى نداشته ) اين حديث ربطى به مدّعاى ما ندارد .
و امّا مراد از اين سخن امام عليه السّلام كه فرمود : گمان نمىكنم كه تمام اين بردهها و سياهان ( در هنگام ذبح ) نام خدا را ببرند ، عدم وجوب ظنّ و يا قطع به حلال بودن است ، بلكه اخذ ( و خريدارى ) آن از بازار مسلمين ( در حليّت آن ) كفايت مىكند ، بنا بر اينكه سوق المسلمين ( خود ) يك امارهء شرعيّهاى است براى حلال بودن پنيرى كه از آن خريدارى مىشود ، و لو ( اين اخذ و خريدارى ) از دست كسى باشد كه مسلمان بودنش محرز نيست ( چرا كه غلبه با وجود مسلمين است ) .
مگر كسى بگويد كه سوق المسلمين با وجود علم اجمالى به حرام فاقد ارزش است ( و نمىتواند امارهء حليّت باشد ) . پس ( اين سوق المسلمين ) مسوّغى بر ارتكاب امام نمىباشد جز اينكه شبههء غير محصوره باشد ( يعنى با وجود علم اجمالى امارات مزبور به درد نمىخورد و خريد امام از بازار بخاطر اين بوده كه شبهه غير محصوره است ) و نه از اين جهت كه امارهء حليّت وجود دارد . پس بينديش ( شايد به اينجا برسى كه امام از همان اماره استفاده مىكرده است و نه از غير محصوره بودن ) .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٦٨