مىفرمايد : به اين علم اجمالى خودت توّجه نكن ، چرا ؟ زيرا كه اطراف شبههء غير محصوره است و علم اجمالى در چنين شبههاى بلااثر مىباشد .
2 - با اينكه امام خود مىداند و يقين دارد كه برخى از گوشتهاى موجود در بازار مذكى نيست ولى معذلك به اين علم خود توجّه نكرده و از بازار گوشت و . . . خريدارى مىفرمايد ، چرا ؟
زيرا شبههء غير محصوره است و علم اجمالى در چنين جائى بلااثر است .
پس مراد از ( الّا ان يدّعى : انّ المراد انّ جعل الميتة فى الجبن . . . الخ ) چيست ؟
ردّ دليل مذكور است از جانب شيخنا مبنى بر اينكه :
1 - در هريك از دو فراز از حديث دو احتمال وجود دارد كه حديث مذكور بر مبناى يك احتمال به درد مستدل مىخورد و بر مبناى احتمال ديگر از محلّ بحث خارج است .
2 - اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال .
پس تمسّك به حديث منظور نمىتواند مثبت مدّعاى شما باشد .
احتمالات فراز اوّل حديث چيست ؟
يك احتمالش همان است كه مستدل ذكر نمود .
يك احتمالش هم اين است كه بگوئيم مراد امام اين بوده است كه آيا به خاطر اينكه شما ديدهايد كه يك محلّ پنيرهايشان بهطور نجس توليد مىشود ، بايد از پنيرهاى محلهاى ديگر كه نديدهايد و علم و يقين به نجاست آن نداريد اجتناب كنيد ؟
بله ، از پنيرهاى آن محلّى كه علم به نجاست آن داريد اجتناب كنيد ، و نه از پنيرهاى مناطقى كه به نجاست آن يقين نداشته و تنها احتمال مىدهيد .
بنابراين :
حديث مزبور مربوط به باب شبهات بدويّه و يا به عبارت ديگر مربوط به وادى علم اجمالى مشكوك به شك بدوى مىشود .
چرا ؟
زيرا در يك محلّ ديد كه مايهء پنير نجس داخل مىكنند ، حال به هر محلّى كه مىرود احتمال مىدهد كه شايد در آنجا نيز مايه پنير نجس وارد پنيرها بكنند و اين شك و احتمال يك شك بدوى است .
و لذا امام مسئله را به صورت شك بدوى لحاظ فرموده و چنين بيانى را فرموده است كه به اين احتمال توجّه نكن كه ربطى به ما نحن فيه ندارد .
در نتيجه مىگوئيم :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٧٠