تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
تكليف برايش آسان است ، مصلحت واقع را تفويت كرده‌ايد ، بدون اينكه آن را با مصالح تسهيل جبران كنيد و اين خلاف امتنان است . پس مراد از ( و امّا ما ورد : من دوران الاحكام مدار السهولة على الاغلب . . . ) چيست ؟ سوّمين پاسخ شيخ از استدلال حضرات است مبنى بر اينكه : جناب مستدل شما مدّعى شديد كه بايد آيات عسر و حرج را بر عسر و حرج نوعى و غالبى حمل نمود ، سپس در اثبات اين مدّعى به اخبار رسيده از ائمه عليهم السلام استشهاد كرده گفتيد اين اخبار دلالت دارند بر اينكه : 1 - احكام الهيّه دائر مدار عسر و يسر غالبى است . 2 - اين دلالت روايات خود قرينه‌اى است بر اينكه مراد از آيات عسر و حرج غالبى است . 3 - احتياط در شبههء غير محصوره در غالب موارد براى اغلب مردم حرجى است . پس احتياط در شبههء غير محصوره بر اساس آيات مزبور از عهده همگان برداشته شده است . امّا : اين روايات نمىتواند شاهدى بر مدّعاى شما باشد ، چونكه معناى روايات مزبور اين است كه : هر موضوعى از موضوعات فراوانى كه محلّ ابتلاء هستند محكوم به حكمى از سوى شارع‌اند . فى المثل : نماز واجب است ، روزه واجب است ، خمس واجب است ، اكل ميته حرام است ، زنا حرام است ، ربا حرام است و هكذا . . . جناب شيخ در ادامهء پاسخ خود بفرمائيد كه با توجه به‌معناى فوق منظور روايات چيست ؟ اين است كه : شارع مقدّس هر حكمى را كه براى هر موضوعى از موضوعات جعل فرموده ، عسر و يسر غالبى را مورد لحاظ قرار داده است . يعنى در نظر گرفته است كه فى المثل : 1 - چون اقامهء نماز و گرفتن روزه از تكاليف و اعمال مصلحت‌دارى است كه براى نوع مردم يسر دارد آن را واجب و به‌عنوان يك قانون كلّى قرار داده است و چون روزه گرفتن از تكاليف و اعمال مصلحت‌دارى است كه براى نوع مردم عسرآور نبوده بلكه ميسور است ، آن را واجب و به‌عنوان يك قانون كلّى براى نوع مردم قرار داده است . اگرچه تعدادى هم به دليل اضطرار و يا عدم قدرت و . . . استثناء شده‌اند .