تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
فى المثل : دو ظرف سركه در منزل شما وجود دارد كه مشكوك به شك بدوى مىشوند يعنى شما شك مىكنى كه آيا اين يكى اناء خمر گرديد ، يا نه ؟ آيا آن يكى اناء خمر گرديد يا نه ؟ در اينجا اصل ، اصالة الاباحة و الحليّة و يا استصحاب الحليّه است . حال : - علم اجمالى پديد مىآيد كه يكى از دو اناء خمر گرديده است . 2 - تارة اطراف شبههء محصوره با قطع نظر از علم اجمالى محلّ اجراى اصالة الحرمة است . فى المثل : دو ظرف خمر وجود دارد كه هر دو مشكوك به شك بدوى است ، يعنى فرد نمىداند كه اين يكى ظرف سركه شده است يا آن يكى ظرف ؟ در اينجا اصل ، اصالة الحرمة او النجاسة است . حال : علم اجمالى حاصل مىشود كه يكى خلّ است و يكى خمر . جناب شيخ انّما الكلام در اينجا چيست ؟ اين است كه آيا در اين دو مورد كه يكى از مشتبهين فى حد نفسه اصالة الحليّه و يا فى حد نفسه اصالة الحرمة دارد تفاوتى وجود دارد و يا اينكه تأثيرى در حكم علم اجمالى ندارد ؟ جناب شيخ نظر شما در اين مورد چيست ؟ به نظر ما هيچ فرقى در اينكه اصل در هريك از مشتبهين فى حد نفسه ( يعنى با قطع نظر از علم اجمالى ) حليّت باشد و يا حرمت وجود ندارد . به عبارت ديگر هيچ تأثيرى در حكم علم اجمالى ندارد . فى المثل : دو ظرف وجود دارد و شما اجمالا مىدانى كه يكى خلّ است و يكى خمر به حكم اين علم اجمالى شما موظفى كه از هر دو اجتناب كنى ، اعم از اينكه هر دو ظرف خلّ بوده ، يكى از آن دو خمر شده باشد و يا هر دو ظرف خمر بوده يكى از آن دو خلّ شده باشد . جناب شيخ چرا اگر كلّ من المشتبهين فى حد نفسه اصالة الحلية داشته باشد و يا اصالة الحرمة تأثير در حكم علم اجمالى ندارد ؟ زيرا ما در مورد علم اجمالى از اصل استفاده نمىكنيم تا به دنبال اين باشيم كه آيا اصل حليّت را ايجاب مىكند و يا اصل حرمت را . چون كه اجراى اصلين در اينجا نتيجه‌اش تعارض است و تساقط .