تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
- در قسمت دوّم كه اطراف شبهه با قطع نظر از علم اجمالى محكوم به حرمت باشد ، از هر دو طرف شبهه بايد اجتناب نمود . لكن نه بر اساس علم اجمالى بلكه بر اساس جريان اصالة الحرمة . پس مراد از ( و لا يلزم هنا مخالفة قطعيّة فى العمل . . . ) چيست ؟ پاسخ به يك اشكال است مبنى بر اينكه : با وجود علم اجمالى اجراء اصول عمليّه در اطراف شبهه مبتلاى به معارض است و نمىتوان آن را جارى كرد ؟ پاسخ به اشكال مزبور در متن فوق چيست ؟ اين است كه اشكال مورد نظر وارد نيست ، زيرا جريان اصل در هرجائى مستلزم مخالفت قطعيّهء عمليه نيست و آنجائى كه از اجراء اصل مخالفت قطعيه عمليه پيش نيايد ، اجراى آن بلامانع است . بله ، حد اكثر ممكن است يك مخالفت التزاميه‌اى پيش آيد كه آن‌هم مانعى ندارد . نظر جناب شيخ در اين مورد چيست ؟ اين است كه در اين بخش اين گروه با ما موافق‌اند و هر دو قائل به وجوب احتياط هستيم منتهى ما روى قانون علم اجمالى و آنها روى اجراء اصلين . 2 - قول ديگر اين است كه بگوئيم : پس از حصول علم اجمالى تنها از مقدار حرام بايد اجتناب نمود و ما عداى حرام را مىتوان مرتكب شد . همان‌طور كه در مال مختلط به حرام كه اصل اوّلى در آن حرمت است ، مع ذلك امام عليه السّلام ارتكاب ما عد الحرام را جايز دانست . پس مراد از ( ان محلّ الكلام فى المحرّمات الماليّة و نحوها . . . الى آخر ) چيست ؟ بيان عقيده محقّق قمى است در تفصيل ميان مواردى كه از قبيل اموال باشد با مواردى كه از قبيل اعراض و نفوس باشد و لذا مىگويد : اختلافات مربوط به امور مالى است و لكن در بخش دوم كه از قبيل اعراض و نفوس است بالضروره بايد اجتناب نمود . عبارة اخرى و تلخيص مطلب به صورت يك گفتمان جناب شيخ مسئله مورد بحث در تنبيه هشتم چيست ؟ اين است كه : 1 - تارة اطراف شبهه محصوره با قطع نظر از علم اجمالى جاى اجراى اصالة الاباحة و البراءة است .