1 - مناط در منجّزيت علم اجمالى اين است كه هريك از اطراف شبهه طورى باشند كه اگر علم تفصيلى به همان طرف پيدا كرديم ، حتما خطاب منجّز شود و در مورد خنثى اينجور است . چرا ؟ زيرا :
اگر علم به رجوليّت پيدا كند ، خطاب رجال متوجّه او مىشود و اگر به انوثيت علم پيدا كند ، خطاب اناث متوجّه او مىشود .
پس هنگام علم اجمالى بايد احتياط كند .
2 - و يا مناط مؤثر بودن علم اجمالى در اين است كه نتوانيم در اطراف آن از اصول عمليّه استفاده كنيم ، چرا كه اجراء اصل در هر طرف معارض با اجراء آن در طرف ديگر است .
پس يا جارى نمىشود و يا اگر هم جارى شود ، سقوط كرده و نوبت به قانون علم اجمالى و احتياط مىرسد كه در مورد خنثى مسئله چنين است .
يعنى خنثى .
اگر از يك طرف بگويد : اصل اين است كه مخاطب به خطابات زنها نيست ، از طرف ديگر بگويد :
اصل اين است كه مخاطب به خطاب مردها نيست ، بر اثر علم اجمالى تعارضا و تساقطا .
مراد از ( فمسألة الخنثى نظير المكلّف المردّد بين كونه مسافرا . . . ) چيست ؟
تنظير و تشبيه خنثى است به مكلّفى كه بنا بر فرض تا 24 كيلومتر رفته يك شب در آن مقصد مانده و برگشته و لكن نمىداند كه آيا وظيفهاش قصر است يا اتمام .
آيا مخاطب به خطاب مسافر است يا حاضر ؟
كه در اينجا احدى قائل نشده كه چون مكلّف نمىداند مخاطب به كدام يك از اين دو دسته است پس آزاد است ، خير بلكه بايد احتياط كند .
يعنى هم بايد قصر بخواند و هم اتمام و يا اينكه حد اقل مخيّر بين اين دو مىباشد .
فرق خنثاى غير مشكل با خنثاى مشكل چيست ؟
خنثى در صورتى غير مشكل است كه از طرفى بتوان فهميد كه آيا در واقع مرد است و يا زن .
فى المثل اگر از فرج بول مىكند و يا اگر حيض مىشود زن است و اگر از آلت رجوليت بول مىكند ، مرد است .
و امّا خنثى در صورتى مشكله است كه قابل تشخيص نيست .
فى المثل يا هر دو آلت را دارد و يا هيچيك را ندارد .
بحث در كداميك از اين دو مىباشد ؟
بحث در خنثاى مشكل است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٣٦