مشمول كداميك از اين دو دسته خطاب است و تكليفش چيست ؟
و لذا در چنين موردى احتياط واجب نمىباشد .
پس مراد از ( لكن كل من الدعويين . . . ) چيست ؟
پاسخ جناب شيخ است از دو دليل حضرات اخبارى .
قبل از بيان پاسخ شيخ از دليل اوّل حضرات مقدّمة بفرمائيد انصراف بر چند قسم بوده و منشا هريك از اين اقسام چيست ؟
بر دو قسم است : بدوى ظهورى
- منشا انصراف بدوى ، غلبه وجود خارجى يك صنف است .
مثل انصراف كلمهء آب در خوزستان به آب كارون .
- منشا انصراف ظهورى ، كثرت استعمال است .
مثل انصراف كلمهء حيوان از انسان به غير انسان به نحوى كه تا كلمهء حيوان به گوش مىرسد ، گاو و گوسفند و شتر و غيره . . . به ذهن تبادر مىكند .
كداميك از اقسام انصراف ارزشمند است ؟
آنچه ارزشمند است انصراف ظهورى است .
انّما الكلام در پاسخ شيخ به حضرات چيست ؟
اين است كه انصراف در ما نحن فيه بدوى است و نه ظهورى .
چرا انصراف در ما نحن فيه ظهورى نيست ؟
زيرا : رجل بهمعناى ذات ثبت له الرجوليّة است و غالبا هم در همين معنا به كار مىرود چه ما علم داشته باشيم يا نه .
حال رجل بهمعناى مذكور ، خنثائى را هم كه در واقع رجل باشد در برمىگيرد و هكذا كلمهء مرئه نسبت به معلوم الأنوثية و مجهول الأنوثية .
و لذا ما قبول نداريم كه رجل در معلوم الرجوليّة و افراد متعارف بيشتر باشد .
چرا انصراف در ما نحن فيه بدوى است ؟
زيرا افراد مرئه و رجل متعارف در خارج غالب و خنثائى كه در واقع مرد يا زن باشد بسيار كم و نادر است و ندرت نمىتواند سبب انصراف از آن شود .
مراد از ( و كذا دعوى اشتراط التكليف بالعلم بتوجّه خطاب تفصيلى . . . ) چيست ؟
پاسخ شيخ از دليل دوم حضرات اخبارى است در مسألهء مورد ادّعايشان مبنى بر اينكه :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٣٥