تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
و مثل معاملهء ربويّه شخص فراموش‌كار . و مثل معاملهء ربويّهء طفل مميّز كه البته بنا بر قولى معاملات او غير ربوى با اذن ولىّاش درست است . يعنى اگر طفلى چنين معامله‌اى كرد عقاب ندارد و لكن فاسد است و موجب نقل و انتقال نمىشود . حاصل مطلب در ( و ليس هنا مورد التمسّك بعموم صحّة العقود ؛ للعلم . . . ) چيست ؟ پاسخ شيخ است به يك سؤال مقدّر و آن اين است كه چه مانعى دارد كه : 1 - نسبت به شك در حكم تكليفى يعنى حرمت و حليّت از اصول عمليه يعنى اصالة الحليّة و الاباحه استفاده كنيم ؟ 2 - و نسبت به شك در حكم وضعى يعنى صحت و فساد از اصول لفظيه يعنى اصالة العموم يا
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
استفاده كرده حكم به صحت چنين معامله‌اى بكنيم . دليلشان بر اين استفاده چيست ؟ اين است كه : 1 - أوفوا بالعقود دلالت دارد بر واجب الوفاء بودن هر عقدى . 2 - واجب الوفاء بودن هر عقدى دلالت دارد بر صحيح بودن و لازم بودن آن عقد . و لذا اين عموميّت شامل ما نحن فيه هم كه يك معاملهء مشكوكه دارد ، مىشود و لذا به واسطهء اين اصالة العموم حكم به صحّت اين معاملهء مشكوكه هم مىكنيم و ديگر نوبت به جريان اصالة الفساد نمىرسد ؟ قبل از پاسخ شيخ به سؤال مزبور بفرمائيد شبهه در مصداق خود دليل عام چگونه است ؟ فى المثل گاهى مولى مىفرمايد : اكرم العلماء و ما در خارج : 1 - نسبت به يك‌صد نفر علم داريم كه عالم‌اند و در تحت عنوان اكرم العلماء قرار مىگيرند . 2 - نسبت به پنجاه نفر هم علم داريم كه عالم نيستند و موضوعا از عنوان اكرم العلماء خارج‌اند . 3 - نسبت به بيست نفر هم شك داريم كه آيا عالم‌اند تا داخل در عام باشند و اكرامشان بر ما واجب باشد و يا اينكه جاهل‌اند تا موضوعا از عام خارج و واجب الاكرام نيستند ؟ بنابراين : شك ما در اصل صدق عنوان است و لذا تمسّك به عام در چنين جائى جايز نيست . چرا ؟ زيرا : 1 - شرط اساسى تمسّك به اصالة العموم و الاطلاق احراز صدق عنوان است . 2 - در مورد فوق صدق عنوان محرز نيست ، پس شرط تمسّك به آن منتفى است .