امّا اگر يكى از سه روزهاى بعدى اين ماه باشد فعلا موضوع محقّق نمىباشد و مبتلا به مرد نيست ، و نمىتوان به مرد او خطاب كرد كه از آميزش با زن خود خوددارى كن .
مراد از ( اذ الترك قبل الابتلاء حاصل بنفس عدم الابتلاء فلا يطلب . . . ) چيست ؟
اين است كه چون قبل از حيض مرد مبتلاى به حيض نيست ، خودبخود تارك آميزش در زمان حيض هست و ديگر نيازى به خطاب ندارد چون تحصيل حاصل است .
قبل از پاسخ جناب شيخ به سؤال قبلى بفرمائيد سرّ مطلب در فرقگذارى ميان مثال اوّل با دو مثال دوم و سوم در چيست ؟
اين است كه در مثال تاجر و آن شخص حالف ، خطاب يك خطاب مطلق است و غير مشروط .
يعنى :
اجتنب عن الرّبا و خوددارى از معاملهء ربوى از ابتدا در حق تاجر تجارت پيشه منجّز است چه اكنون مبتلا به معاملهء ربوى باشد كه زمان فعليّت تكليف با فعليّت مكلّف به يكى است چه در آيندهء دور و يا نزديك مبتلا به ربا شود كه باز هم تكليف فعلى و لكن مكلّف به استقبالى است و به عبارت ديگر در اين دو مثال :
وجوب فعلى و حالى است و لكن واجب استقبالى است .
در نتيجه :
اطراف شبهه آن حال مخصوص را دارند كه نسبت به هر طرف اگر علم تفصيلى مىآمد ، خطاب منجّز مىشد .
حال جناب شيخ منظورتان از اينكه مىفرمائيد اطراف شبهه تدريجى الوجود است سپس مىفرمائيد فعلا همهء اين اطراف محلّ ابتلاء نيست چه مىباشد ؟
به عبارت ديگر وقتى شما خود وقايع مندرج الوجود را فرض نموديد آيا معقول است كه بگوئيد اين وقايع هماكنون محلّ ابتلاء نيستند ، مگر آنجائى كه اطراف شبهه همه محققالوجودند همهء اطراف دفعة محلّ ابتلاء هستند ؟
بله ، مراد و منظور من اين است كه بايد ببينيم آيا هريك از اطراف شبهه آن حالى را كه از روز اوّل گفتيم اكنون دارد يا نه ؟
يعنى اگر ما تفصيلا بدانيم كه آن حرام است تكليف به اجتنب بر ما منجّز مىشود .
- اگر اين زن به فرض مثل ، سه روز اوّل اين ماه را حيض باشد ، تكليف به اجتنب در حق مردش منجّز مىشود يا نه ؟ قطعا خواهيد گفت بله .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 311
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣١١