پس براى خروج از عسر و حرج و سبكبار شدن بايد در يكى از اين دو زير بار تكليف نرويم .
حاصل مطلب اينكه :
اگر در موارد ظنّ به تكليف به ظنّ اعتناء نكنيم امّا در موارد وهم به تكليف به آن توجه كرده و زير بار تكليف برويم ، ترجيح مرجوح بر راجح لازم مىآيد .
و اگر در مورد ظنّ به تكليف به ظنّ اعتنا كرده زير بار تكليف برويم لكن به وهم توجّهى نداشته و زير بار تكليف نرويم عكس مورد قبل تعيّن مىيابد ، يعنى ترجيح راجح بر مرجوح خواهد بود و رفع عسر و حرج .
و اگر بخواهيم مطلقا زير بار تكليف برويم چه در ظنّ به تكليف و چه در وهم به تكليف احتياط فى الكل لازم مىآيد و عسر و حرج بدنبال دارد .
جناب شيخ مقصود ؟
- اگر حضرات انسدادى از اوّل احتياط را واجب نمىدانستند اعتراضى به آنها نداشتم .
- و يا اگر ظنّ مطلق را در حال انسداد حجّت مىدانستند باز اعتراضى به آنها نمىكردم .
و لكن از اوّل و غالبا گفتهاند احتياط واجب است ، و اگر به دنبال ظنّ هم مىروند به خاطر رفع عسر و حرج و رفع ترجيح راجح بر مرجوح است .
حال سؤال ما از اين حضرات اين است كه :
اگر دستتان از ظنّ كوتاه شد چه مىكنيد ؟
خواهيد گفت مىرويم سراغ اصول عمليّه و حال آنكه بايد برگرديد به قاعدهء احتياط .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 305
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٠٥