تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
در نتيجه دنباله‌رو و تابع آن علم اجمالى كبير و احتياط كلّى نمىشويم . با توجّه به مقدّمات فوق مراد از ( ان مقتضى القاعدة عند انسداد باب العلم . . . الخ ) چيست ؟ در حقيقت اعتراض و اشكال شيخ است به انسداديون مبنى بر اينكه : جناب ميرزاى قمى ، طبق مقدّمات فوق ، مقتضاى قاعدهء اوليّه در موارد شك ، رجوع به علم اجمالى كبير و احتياط است و نه به اصول عمليّه . پس چرا مقتضاى قاعده را رعايت نكرديد . اين مسئله عينا مثل فرض اضطرار است كه : 1 - قبل از اضطرار به مقتضاى قاعده و ادلّه محرّمات بايد احتياط نمود . 2 - پس از اضطرار كه مجوّز در ارتكاب است ، به مقدار اضطرار از حكم اوّلى اجتنب اعراض كرديم و در ما زاد به همان اصل اوّلى احتياط رجوع نموديم . مجدّدا و بطور خلاصه و ساده بفرمائيد انسداديون چه مىگويند ؟ ما علم اجمالى به محرّمات و واجبات كثيره فى الواقع داريم ، منتهى به هر كارى كه مىخواهيم دست بزنيم ، تفصيلا نمىدانيم از محرّمات است يا واجبات ؟ مثل انائين مشتبهين كه به هريك دست بزنيم احتمال خمر بودن و يا نجس بودن در آن مىرود . حال مثل همين انائين مشتبهين كه به هريك دست بزنيم احتمال خمر بودن دارد ، به هر كارى كه دست مىزنيم احتمال خطر وجود دارد . در اينجا علم اجمالى ايجاب مىكند كه از باب دفع عقاب محتمل ، احتياط كنيم . امّا پس از اين مطلب گفته‌اند : از آنجا كه دامنهء اين علم اجمالى خيلى وسيع است ، چنانچه بخواهيم احتياط كنيم در 99 وقايع دچار عسر و حرج مىشويم . لذا ميرزاى قمى مىگويد : همان‌طور كه در علم اجمالى به نجاست احد الإناءين در هنگام اضطرار شارع فرمود به قدر ضرورت استفاده شود و از ما زاد اجتناب ، لا بد در اين علم اجمالى بزرگ نيز كه ما مضطرّ هستيم و اگر بخواهيم در معاش خود و ديگر امور زندگى احتياط كنيم دچار عسر و حرج شديد مىشويم اجازه فرموده در مواردى كه اضطرار داريم ، دامنهء احتياط را تقليل داده و كم كنيم . اگر از او بپرسيم تقليل دامنهء احتياط در اينجا چگونه است ؟ مىگويد : با عمل به ظنّ مطلق . حاصل مطلب اينكه : انسدادىها وقتى دستشان از علم كوتاه مىشود ، به سراغ ظن مطلق مىروند تا از