حال يك ظرف در يك طرف و دونيم كاسه در طرف ديگر است و ما اجمالا مىدانيم كه يا آن يكى اناء نجس است و اين دو اناء پاكاند و يا اين دو تا اناء نجس و آن يكى اناء پاك است .
آيا هر سه اناء اطراف شبهه نيستند ؟ خواهيد گفت چرا هستند .
حال ما مىگوئيم ملاقى با ملاقا از همين قبيلاند و ملاقى هم از اطراف شبهه است چه مىگوئيد ؟
پاسخ مىدهيم كه ملاقى داخل در صف مشتبهين نخواهد شد چون تشكيلدهندهء اين صف همان مشتبهيناند كه يكى ملاقاست و يكى رفيق الملاقى .
چرا جناب شيخ ؟
زيرا شبههاى كه در اينجا وجود دارد يك شبهه است كه ناشى از علم اجمالى است .
مرادتان از مطلب اخير چيست ؟
اين است كه ما اجمالا مىدانستيم كه يا اين اناء خمر است يا آن يكى اناء و لكن در اينجا يك شبهه به وجود آمده بدين معنا كه يا اين يكى پاك است و آن يكى نجس و يا بالعكس آن يكى پاك است و اين يكى نجس . چنان كه قبلا هم گفته شد كه يك شك حد اقل از دو احتمال شكل مىگيرد .
حال شك در آنجا هم كه دو ظرف در يك طرف و ظرف ديگر در طرف ديگر است ناشى از علم اجمالى است .
و لذا اين دو طرف ، همدوش بوده و در يك صف قرار گرفتهاند چون سرچشمهء هر دو يك چيز است .
اما وضعيت ملاقى و ملاقا چنين نبوده ، بلكه از باب سببى و مسبّبى هستند .
مرادتان از اينكه ملاقى و ملاقا از باب سببى و مسبّبى هستند ، چيست ؟
يعنى شك شما در طهارت و نجاست ملاقى از اينجا سرچشمه مىگيرد كه شما نمىدانى كه ملاقا پاك بوده است يا نجس ؟
به عبارت ديگر شك شما در پاك و يا نجس بودن ملاقى مسبّب است از شك در پاك و يا نجس بودن ملاقا . و حال آنكه مشتبهين سببى و مسبّبى نبوده و بلكه در يك رتبه و صف قرار دارند و هر دو مسبّب از علم اجمالى و داراى يك شك هستند .
حاصل مطلب جناب شيخ ؟
هيچگاه شك سببى با شك مسبّبى در يك صف قرار نمىگيرند چرا كه شك سببى رتبة مقدّم و شك مسبّبى مؤخّر است .
جناب شيخ اكنون كه بحث از ملاقى و ملاقا سببى و مسبّبى شد قاعده و قانون چه اقتضاء مىكند ؟
اگر شك سببى مانعى نداشت اصل در سبب جارى مىشود و نه در مسبّب و لذا وقتى اصل را در سبب
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٧٤