تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
جناب شيخ چه پاسخى از سؤال مزبور داده شده است ؟ دو قول در اينجا وجود دارد : 1 - قول سيد بن زهره در غنيه و علامه در منتهى . 2 - قول مشهور . سخن ابن زهره علامه و تابعين ايشان چيست ؟ مدّعىاند كه وجوب اجتناب از ملاقى از اجتنب استفاده مىشود و به عبارت ديگر يك حكم طلبى است بدين معنا كه اجتنب عن الشىء يعنى اجتنب عنه و عن ملاقيه . دليل حضرات بر اثبات اين مدّعا چيست ؟ 1 - تبادر وضعى 2 - دليل خاص يعنى روايت امام عليه السّلام است . حديث مزبور را چگونه با ما نحن فيه تطبيق مىكنند ؟ مىگويند : هريك از دو مشتبه حرام و واجب‌الاجتناب‌اند . ميان حرمت شىء و حرمت ملاقيه ملازمه است . چيزى با احد المشتبهين ملاقات كرده . پس ملاقى احد المشتبهين نيز مثل ملاقى خمر واجب الاجتناب است . سخن مشهور در رابطهء با سؤال مورد نظر چيست ؟ مىگويند : وجوب اجتناب از ملاقى نجس ، اثر تكليفى نيست بدين معنا كه نه از اجتنب بدست آمده و نه از ملازمهء حرمة الشىء و حرمت ملاقيه . بلكه دليل خارجى بر سبب انفعال ملاقى داريم و اين حكم يك حكم وضعى سببى است . جناب شيخ نظر شما راجع به دو قول مذكور در رابطهء با ملاقى چيست ؟ ما قول دوّم را برگزيده و مىگوئيم : اينكه گفته مىشود ملاقى نجس ، نجس است از باب اثر وضعى است و نه از باب اثر تكليفى . پس هرجا كه بر تنجّس ملاقى ، دليل وجود نداشت و ما در آن شك كرديم ، همان‌طور كه در ملاقى احد المشتبهين چنين است به اصالة الطهاره كه يك اصل سببى است رجوع كرده و حكم به طهارت و حليّت ملاقى مىكنيم . چرا در مباحث حرمت در حديث را به‌معناى حرمت وضعى يعنى نجاست گرفتيد ؟ چون اگر به‌معناى ظاهرى خود يعنى حرمت باشد كبراى كلّى يعنى ملازمه درست نخواهد بود .