چرا ؟
زيرا محرّمات فراوانى وجود دارد كه هيچ ملازمهاى با حرمت ملاقى خود ندارند مثل مال ربوى يا مال غصبى كه ملاقى با آنها حرام نمىشود .
اگر كسى بگويد جناب شيخ ، ملازمه ميان حرمت شىء و حرمت ملاقى آن است و لكن خرج ما خرج و بقى ما بقى چه مىگوئيد ؟
مىگوئيم : اين تخصيص اكثر است ، تخصيص اكثر قبيح است و قبيح از مولاى حكيم صادر نمىشود .
به عبارت ديگر از ميان محرّمات ، اين اعيان نجسه هستند كه حراماند و ملاقيشان نيز حرام است ولى ساير محرّمات اينگونه نيستند و لذا اين عامى موهون و در ما نحن فيه غير قابل تمسّك است .
و لذا :
امام خواسته ملازمه را ميان نجاست الشىء و نجاست ملاقى بيندازد و نه ميان حرمت شىء و حرمت ملاقى آن تا تخصيص اكثر لازم آيد .
پس نمىتوان از طريق بحث خرج ما خرج و بقى ما بقى مشتبهين را جزء ما بقى به حساب آورد .
جناب شيخ اگر گفته شود راه ديگرى وجود دارد كه مىتوان تنجّس ملاقى و يا وجوب اجتناب را از آن طريق بدست آورد چه مىگوئيد ؟
مىپرسيم اين راه چيست ؟
مىگويند : وقتى يك شىء با يكى از مشتبهين ملاقات كند يقين پيدا مىكنيم كه اين ملاقى و ملاقا قطعا يك حال دارند ، يا هر دو پاكاند و يا هر دو نجساند .
حال چون ملاقا يكى از طرفين شبهه است و واجب الاجتناب ، ملاقى آن نيز همان حال را دارد پس اين هم ملحق مىشود به اطراف شبهه و به عبارت ديگر :
1 - ملاقى و ملاقا يك حال دارند يا هر دو پاكاند يا هر دو نجس .
2 - ملاقا از اطراف شبهه است .
پس : ملاقى هم قهرا مىشود طرف شبهه .
حال چه مىگوئيد ؟
مىگويم مثال بزنيد ؟
مثلا آنجائى كه دو ظرف آب وجود دارد اگر ما يكى را به دونيم كاسه تقسيم كنيم و يكى را در يك طرف و آن دونيم كاسه را در طرف ديگر قرار دهيم ، آيا اين تقسيم يكى به دونيم كاسه آن را از مشتبه بودن خارج مىكند ؟ حتما خير .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 273
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٧٣