تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
نظر حضرت امام خمينى ( ره ) در اين مسئله چيست ؟ حضرت امام خمينى مىفرمايد : شرط منجّز بودن علم اجمالى دو چيز است : 1 - اينكه در تمام فرض‌ها ، به‌گونهء مطلق كشف فعلى از واقع نمايد . 2 - اينكه به‌گونهء مطلق ، سبب منجّز بودن تكليف باشد . حال : اگر هر دو شرط يا يكى از آن دو در ميان نباشد ، علم اجمالى بلاتأثير است . فى المثل اگر اماره‌اى بر وجوب فعلى اقامه شود ، سپس امارهء ديگرى عينا برآن حكم اقامه گردد ، امارهء دوّم اگرچه صلاحيّت كاشفيّت از حكم فعلى منجّز را دارد و لكن كاشف از حكم فعلى منجّز بعد از قيام امارهء اوّلى نيست . چرا ؟ زيرا امكان دو مرتبه كشف فعلى از چيزى و همچنين تنجّز آن وجود ندارد . بنابراين با تعلّق علم به ملاقى و طرف ديگر علم اجمالى ، آن علم كاشف فعلى از تكليف ميان آنها و منجّز فعلى آن در تمام فرض‌ها مىشود . پس وقتى علم حاصل شد كه نجاست ملاقى ( به فرض نجاست آن ) از ملاقات شونده است ، علم اجمالى بوجود مىآيد ؛ ولى ممكن نيست آن علم به كاشفيّت فعلى و منجّزيت فعلى در تمام فرض‌ها متّصف گردد ؛ چرا ؟ زيرا در فرضى كه نجس ، طرف ديگر علم اجمالى باشد ، با علم اوّل كشف فعلى و تنجّز فعلى تحقّق يافته است و معقول نيست كشف ديگرى با كشف اوّل و تنجّزى بالاى تنجّز اوّل حاصل شود « 1 » . عبارة اخراى مطلب چگونه است ؟ اين است كه كشف و تنجيز از امورى هستند كه تعدّد نمىپذيرند ، و معقول نيست : 1 - كه يك چيز دو بار نزد عالم كشف شود . 2 - تنجيز نيز مثل كشف است كه معناى آن تمام شدن حجّت و منقطع شدن عذر بر عبد است كه تكرر نمىپذيرد . پس : وقتى كه حجّت نسبت به طرف ، در علم پيشين تمام شده باشد يا انكشاف حاصل شود ، معنا ندارد كه در علم دوّم نيز حجّت تمام شود ؛ حجتى كه به نجاست ملاقى يا طرف ديگر علم اجمالى تعلّق گرفته است ؛ چنان كه تعدّد انكشاف معنا ندارد .
هامش
( 1 ) - انوار الهداية ، ج 2 ص 242 .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 268 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى