تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
حال با توجّه به تحرير فوق نظر حضرت امام خمينى در رابطهء با تقدّم اصل سببى بر اصل مسبّبى به عقيدهء شيخ چيست ؟ حضرت امام ( ره ) ديدگاه شيخ را در تقدّم اصل سببى بر اصل مسبّبى پذيرفته‌اند ، منتهى شرطى را برآن افزوده‌اند و آن عبارتست از اينكه علاوه بر مسببيّت شك در يكى از آنها اصل جارى در سبب بايد تعبّدا رافع شك در مسبّب باشد . به اين صورت كه اصل جارى در سبب با تنقيح موضوع قاعدهء كلّى شرعى ، تعبّدا شك در مسبّب را از بين ببرد . فى المثل اگر پيراهن نجس خود را با آبى شسته كه كرّ بودنش مشكوك است شك در طهارت پيراهن ، مسبّب از شك در كر بودن آن آب است . پس در صورتى كه : 1 - آب كر بوده باشد . 2 - در زمان شك با كرّ بودن آن استصحاب گردد . 3 - موضوع حكم شارع براى پاك‌كننده بودن آب كرّ نيز تحقّق يابد . 4 - پيراهن نيز با آن آب شسته شده باشد . آن پيراهن پاك گرديده و شك در نجاست آن تعبّدا زايل شده است . امّا : اگر اصل جارى در سبب ، تنقيح‌كنندهء موضوع قاعده ، شرعى نباشد به جهت عدم وجود حكم شرعىاى كه موضوع آن را محقّق كند و به وسيلهء استصحاب منقّح گردد ، اصل در سبب حاكم بر اصل در مسبّب و مقدّم برآن نمىشود ، چنان كه ما نحن فيه يعنى مورد بحث ما چنين است . چرا ؟ زيرا در شرع قاعدهء كلىاى وجود ندارد كه مفاد و معناى آن اين باشد كه هر چيزى كه با چيزى پاكى ملاقات كرده ، پاك است تا اينكه با استصحاب طهارت در ملاقات شونده ، موضوع اين قاعده منقّح گردد و شك در ملاقات‌كننده برداشته شود ؛ لذا مقام بحث ، شك سببى و مسبّبى نيست . بنابراين اصول سه‌گانه در ملاقى و ملاقات شونده و طرف ديگر علم اجمالى نسبت به يكديگر معارضه دارند و در نتيجه ساقط مىشوند « 1 » . حال كه در اجراى اصول شرعى در اينجا ترديد بوجود آمد چه بايد كرد ؟ لازم است حكم عقل و قواعد عقلى در مورد ملاقى مورد ملاحظه قرار گيرد .
هامش
( 1 ) - تنقيح الاصول ، ج 3 ص 443 ، تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 308 .