فى المثل :
1 - دو ظرف آب در اختيار شماست كه اجمالا مىدانيد كه يكى پاك و يكى نجس است و اجمالا مىدانيد كه بايد از هر دو اجتناب نمود .
2 - قسمتى از بدن و يا جامهء شما نيز نجس شده است .
3 - شروع مىكنيد و آن شىء نجس را به ترتيب با هريك از اين دو آب مىشوييد .
4 - اكنون شك مىكنيد كه آيا اين جامه و يا بدن شما پاك شده يا نه نجس است ؟
حال بايد ديد اين شك شما مسبّب از چيست ؟
اين شك مسبّب است از شك در اينكه آيا شستشوى شما با آب پاك مقدم بوده است و با آب نجس مؤخر ؟ و در نتيجه جامه و بدن شما نجس است ؟
و يا اينكه شستشوى شما با آب نجس مقدّم بوده و با آب پاك مؤخّر تا در نتيجه بدن و جامه شما پاك است ؟
به عبارت ديگر پاك و يا نجس بودن جامه و يا بدن شما بستگى دارد به آب دوّمى .
اگر آب دوّمى پاك بوده لباس و جامهء شما پاك است و چنانچه نجس بوده جامه و بدن شما نجس است .
يعنى پاك بودن يا نبودن جامه و يا بدن شما مسبّب است از پاك بودن يا نبودن آب ظرف دوّم .
در اينجا مىگوئيم :
الاصل عدم التأخّر الغسل بالنجس يعنى اصل اين است كه غسل به نجس عقب نيفتاده .
حال : اين ( الاصل عدم التأخّر الغسل بالنجس ) با ( الاصل عدم التأخّر الغسل بالطاهر ) تعارض مىكند .
به عبارت ديگر :
اصل اين است كه اين دوّمى نجس نبوده ، خير اصل اين است كه اين دوّمى پاك نبوده در نتيجه تعارض كرده تساقط مىكنند ، پس ما اصل را در خود اين بدن و يا جامه جارى مىكنيم كه مسبّبى است .
اصل در اينجا چيست ؟ الاصل الطهارة ، اصل اين است كه پاك است .
اگر كسى اشكال كند كه اين جامه و يا بدن حالت سابقهء نجاست دارد چرا آن حالت سابقه را استصحاب نكرديد و به سراغ قاعدهء طهارت رفتيد چه پاسخ مىدهيد ؟
مىگوئيم : چون آن نجاست سابقه از بين رفته و شك در بقايش نداريم .
چرا ؟ زيرا يا آب اوّل پاك بوده و نجاست جامه يا بدن را از بين برده و يا آب دوّم پاك بوده و نجاست آن را از بين برده است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 262
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٦٢