تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
3 - در حقيقت در اينجا دو شك وجود دارد . 4 - شك شما در طهارت و نجاست آب سبب شك شما در حليّت و حرمت شرب شده است . به عبارت ديگر : اگر اين آب پاك باشد حتما حلال هم خواهد بود و چنانچه نجس باشد حتما حرام خواهد بود در اينجا چه بايد كرد ؟ در اينجا اصل را در جانب سبب اجراء كرده مىگوئى : ان‌شاءالله كه پاك است وقتى آب محكوم به طهارت شد ، شرب مىشود حلال و ديگر نيازى به جريان اصل ندارد . به عبارت ديگر : اينجا جاى اصالة الحلية در اين آب نيست چون‌كه در رتبهء قبل ، اصل سببى يعنى قاعدهء طهارت جارى مىشود . حال وقتى آب محكوم به طهارت شد خواه‌ناخواه محكوم به حليت هم خواهد بود و اجراء اصل حليّت بيهوده است . چرا در بحث سبب و مسبّب دو مثال ذكر شده است ؟ يكى به خاطر آنجائى است كه سببى موافق و سازگار با مسبّبى است . يكى به خاطر آنجائى است كه سببى معاند و مخالف و ناسازگار با مسبّبى است و لذا خواسته‌اند بگويند كه : آن‌گاه كه شك سببى و مسبّبى بشود ما اصل را در سببى اجراء مىكنيم چه اين دو موافق باشند و چه مخالف . در دو مثال فوق الذكر مطلب اخير چگونه است ؟ در مثال اوّل : سببى و مسبّبى مخالف هم بودند ، چرا ؟ زيرا : اگر مىخواستيد اصل را در آب قليل جارى كنيد ، الاصل الطهارة بود . و اگر مىخواستيد اصل را در دستتان اجرا كنيد ، الاصل ، الاستصحاب عن النجاسة بود . منتهى چون در آب اصالة الطهاره جارى شد ديگر نيازى به جريان اصل در دست نيست . و اما در مثال دوّم : سببى و مسببى باهم سازگار بوده و توافق دارند . حال اگر بخواهيم اصل را در مورد آب جارى كنيم ، اصالة الطهاره است خوب اگر بخواهيم در رابطهء با شرب اصل جارى كنيم مىشود اصالة الحليه .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 260 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى