تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
حيث نتيجه يكسان باشند يا مخالف . 2 - اما اگر به خاطر وجود موانع و يا محذوراتى نتوانيم اصل را در سبب جارى كنيم ، نوبت به اجراى آن در اصل مسبّبى مىرسد . همان‌طور كه وقتى ادلّهء اجتهاديه تعارض كرده تساقط مىكنند به اصول عمليه كه در رتبهء متأخر از ادلّهء اجتهاديه قرار دارند ، رجوع مىكنيم . مراد از ( سواء كان مخالفا له كما فى اصالة طهارة الماء الحاكمة على اصالة نجاسة الثوب النجس . . . ) چيست ؟ ذكر اوّلين مثال براى آن جايى است كه اصل در شك سببى جارى مىشود و ديگر نوبت به شك و يا اصل مسبّبى نمىرسد و آن عبارتست از اينكه : 1 - آبى قليل در اختيار شما بود . 2 - لباس و يا جامه و يا دست شما نجس شده بود آن را دو يا سه بار با آن آب قليل شستيد . 3 - اكنون شك داريد كه آيا لباس و يا جامه و يا دست شما پاك شده است يا نه نجس است . 4 - منشأ اين شك شما اين است كه آن آب قليل خود مشكوك است و احتمال مىدهيد كه خود آن آب نجس باشد ، پس شما در اينجا دو شك دارى : 1 - اينكه آيا دست يا جامه و يا . . . . شما پاك شده يا نه ؟ 2 - اينكه آيا آب قليل خود پاك است يا نه ؟ در نتيجه : شك شما در بقاء يا ارتفاع نجاست لباس و يا دست و يا در شما مسبب است از شك شما در طهارت و نجاست آن آب قليل ، در اينجا چه بايد كرد ؟ 1 - در اينجا اصل را در شك سببى اجراء كرده مىگوئيم : ان‌شاءالله كه آن آب قليل پاك است . 2 - وقتى اصل را در آب قليل اجرا كرديد و حكم به طهارت آن نموديد ديگر حساب دست شما روشن است و ديگر راجع به شك مسبّبى خود اصل جارى نمىكنيد ، چرا كه گويا ديگر شكى نمىماند . مراد از ( ام موافقا له كما فى اصالة الطهارة الماء الحاكمة . . . ) چيست ؟ ذكر دوّمين مثال است براى آنجائى كه اصل در شك سببى جارى مىشود و نوبت به شك مسبّبى نمىرسد و آن عبارتست از اينكه : 1 - آب قليلى در اختيار شماست . 2 - نمىدانيد پاك است يا نجس و نمىدانيد خوردن از آن حلال است يا حرام ؟