پاسخ شيخ به اشكال فوق چيست ؟
اين است كه ، خير :
ملاقى نمىتواند در صف و رتبهء مشتبهين باشد ، چونكه تشكيلدهندهء مشتبهين همان دو مايع قبل از ملاقات ملاقى با آنها هستند .
چرا وقتى ملاقى و ملاقا كه هر دو يك حالت دارند يعنى يا هر دو پاكاند و يا هر دو نجس ، ملاقى نمىتواند در صف و رتبهء مشتبهين باشد ؟ سرّ مطلب چيست ؟
سرّ مطلب اين است كه شبههاى كه آن دو مايع قبل از ملاقات با ملاقى دارند يك شبهه است كه از علم اجمالى نشأت مىگيرد .
يعنى شما بالاجمال مىدانيد كه يا اين يكى مايع خمر است و آن ديگر خلّ و يا بالعكس .
پس اين دو يك شك دارند و هر دو مسبّب از علم اجمالى است و شبهه نيز محصوره مىباشد .
حال :
آنجا كه دو ظرف در يك طرف ، يك ظرف هم در يك طرف است شك ناشى از علم اجمالى است در نتيجه هر دو طرف ، همدوش و در يك صفاند چون سرچشمهء هر دو يك چيز است .
پس تكليف ملاقى در اينجا چه مىشود ؟
ملاقى نمىتواند در عرض ملاقا باشد ، بلكه در طول ملاقا قرار دارد ، چرا ؟
زيرا كه شك در ملاقى مسبّب از شك در ملاقاست و رابطهء اين دو سبب و مسبّبى است .
يعنى شك شما در طهارت و نجاست ملاقى از اينجا ناشى مىشود كه نمىدانى ملاقا پاك بود و يا نجس ؟ و حال آنكه آن دو ظرف كه در يك طرف قرار دارند با ظرفى كه در يك طرف ديگر قرار دارد در يك صف بوده و هر دو مسبّب از علم اجمالىاند .
پس شك در ملاقى شك سببى و شك در ملاقا و دوست مقابلش مسبّبى است .
حال قانون در سببى و مسبّبى اين است كه شك سببى مقدّم است بر شك مسبّبى .
به عبارت ديگر شك سببى رتبة مقدّم و شك مسبّبى مرتبة مؤخر است .
جناب شيخ قاعده و قانون در امور سببى و مسبّبى چه اقتضائى دارد ؟
1 - اگر اجراى اصل در شك سببى مانع و مزاحمى نداشت ، در سبب جارى مىشود و نه در مسبّب ، وقتى اصل در سبب جارى شده حساب مسبّب خودبخود روشن مىشود .
چرا ؟
زيرا كه مسبّب تابع سبب است و در اين جهت تفاوتى وجود ندارد كه اصل سببى با اصل مسبّبى از
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٥٨