تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
پاسخ شيخ به اشكال فوق چيست ؟ اين است كه ، خير : ملاقى نمىتواند در صف و رتبهء مشتبهين باشد ، چونكه تشكيل‌دهندهء مشتبهين همان دو مايع قبل از ملاقات ملاقى با آنها هستند . چرا وقتى ملاقى و ملاقا كه هر دو يك حالت دارند يعنى يا هر دو پاك‌اند و يا هر دو نجس ، ملاقى نمىتواند در صف و رتبهء مشتبهين باشد ؟ سرّ مطلب چيست ؟ سرّ مطلب اين است كه شبهه‌اى كه آن دو مايع قبل از ملاقات با ملاقى دارند يك شبهه است كه از علم اجمالى نشأت مىگيرد . يعنى شما بالاجمال مىدانيد كه يا اين يكى مايع خمر است و آن ديگر خلّ و يا بالعكس . پس اين دو يك شك دارند و هر دو مسبّب از علم اجمالى است و شبهه نيز محصوره مىباشد . حال : آنجا كه دو ظرف در يك طرف ، يك ظرف هم در يك طرف است شك ناشى از علم اجمالى است در نتيجه هر دو طرف ، همدوش و در يك صف‌اند چون سرچشمهء هر دو يك چيز است . پس تكليف ملاقى در اينجا چه مىشود ؟ ملاقى نمىتواند در عرض ملاقا باشد ، بلكه در طول ملاقا قرار دارد ، چرا ؟ زيرا كه شك در ملاقى مسبّب از شك در ملاقاست و رابطهء اين دو سبب و مسبّبى است . يعنى شك شما در طهارت و نجاست ملاقى از اينجا ناشى مىشود كه نمىدانى ملاقا پاك بود و يا نجس ؟ و حال آنكه آن دو ظرف كه در يك طرف قرار دارند با ظرفى كه در يك طرف ديگر قرار دارد در يك صف بوده و هر دو مسبّب از علم اجمالىاند . پس شك در ملاقى شك سببى و شك در ملاقا و دوست مقابلش مسبّبى است . حال قانون در سببى و مسبّبى اين است كه شك سببى مقدّم است بر شك مسبّبى . به عبارت ديگر شك سببى رتبة مقدّم و شك مسبّبى مرتبة مؤخر است . جناب شيخ قاعده و قانون در امور سببى و مسبّبى چه اقتضائى دارد ؟ 1 - اگر اجراى اصل در شك سببى مانع و مزاحمى نداشت ، در سبب جارى مىشود و نه در مسبّب ، وقتى اصل در سبب جارى شده حساب مسبّب خودبخود روشن مىشود . چرا ؟ زيرا كه مسبّب تابع سبب است و در اين جهت تفاوتى وجود ندارد كه اصل سببى با اصل مسبّبى از