تشريح المسائل
حاصل اشكال مستشكل در اينجا چيست ؟
مىگويد : چه اشكال دارد كه ملازمه ميان حرمت شىء و حرمت ملاقى آن باشد و لكن خرج ما خرج و بقى ما بقى ؟
به عبارت ديگر چه اشكالى دارد كه هر چيزى كه حرام مىشود ، هم خودش حرام شود و هم ملاقى آن منتهى مواردى مثل مال ربوى يا غصبى و يا . . . از اين عام خارج شود .
آنگاه همانطور كه نجاسات از مصاديق بقى ما بقى هستند ، مشتبهين نيز كه محلّ بحث ما هستند ، هم خودشان حرام باشند و هم ملاقىشان ؟
سپس مستشكل ادامه مىدهد كه :
بله ، ملاقى احد المشتبهين از آن جهت كه ملاقى است محكوم به تنجّس و وجوب اجتناب نيست ، زيرا دليلى هم بر اثبات اين مدّعا وجود ندارد . لكن ما طريق ديگرى را براى اثبات تنجّس ملاقى برگزيدهايم و آن عبارت است از اينكه :
پس از ملاقات ، ملاقى و ملاقا حكم واحد دارند بدين معنا كه يا هر دو نجس و حراماند و يا هر دو پاك و حلال .
حال همانطور كه ملاقى از اطراف شبههء محصوره و علم اجمالى هستند ، ملاقى نيز از اطراف شبههء محصوره و علم اجمالى به حساب مىآيند .
حاصل مطلب اينكه :
پس از ملاقات ملاقى با ملاقا ، علم اجمالى ما بدين گونه است كه :
1 - يا ملاقى و ملاقا نجس هستند و ظرف طرف ديگر پاك .
2 - يا ظرف طرف ديگر شبهه نجس است و ملاقى و ملاقا پاك ؟
در اين صورت :
ملاقى داخل در اطراف علم اجمالى مىشود .
علم اجمالى مؤثّر است در وجوب اجتناب .
پس : اجتناب از ملاقى نيز واجب است و ما حاجتى به دليل خاصّ تعبدى نداريم .
فى المثل :
- شما دو ظرف آب داريد و لكن يكى را به دو بخش يعنى دونيم ظرف تقسيم مىكنيد .
- امّا اجمالا مىدانيد كه يا اين دونيم ظرف نجساند و يا آن ظرف ديگر و يا بالعكس .