تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
1 - از خمر اجتناب كن . 2 - از ملاقى خمر هم اجتناب كن . و لذا الخمر حرام يعنى الخمر و ملاقيه حرامان . اگر بپرسيد حكمى وضعى و سببى است يعنى چه ؟ به شما مىگوئيم : حكم اجتنب از ملازمهء بين ملاقى و ملاقاه بدست نمىآيد چون ملازمه‌اى در اينجا نيست بلكه از طريق آيات و يا روايات بدست مىآيد ، چنان كه شارع تعبدا فرموده : اگر كسى شرب خمر كرد بر او حدّ جارى مىشود كه اين وجوب حدّ يك اثر وضعى تعبّدى است . اگر بپرسيد مرادتان از اثر وضعى تعبّدى چيست ؟ به شما مىگوئيم : سببيّت است يعنى شارع همان‌طور كه تعبّدا : 1 - شرب خمر را سبب اجراء حدّ قرار داده است . 2 - دلوك شمس را سبب وجوب نماز ظهر قرار داده است . 3 - استطاعت را سبب وجوب حج قرار داده است . همين‌طور هم ملاقى با خمر را نيز سبب بر انفعال قرار داده است . اگر بپرسيد از اين دو نظر و يا دو مبنا چه مىفهميد ؟ به شما مىگوئيم : اگر نظر و مبناى اول را اختيار كرديد تنجّس ملاقى يك اثر تكليفى و حكمى است يعنى از اجتنب عن النجس ، هم اجتناب از خود نجس را مىفهميم و هم اجتناب از ملاقى نجس را . در نتيجه ملاقى با احد مشتبهين هم واجب الاجتناب است . چرا ؟ زيرا : هريك از مشتبهين داراى حكم اجتنب است ، اجتنب هم به‌معناى ، اجتنب عنه و عن ملاقيه هست . پس ملاقى با احد المشتبهين هم واجب الاجتناب است . فى المثل : 1 - معناى اجتنب عن الخمر ، اجتنب عنه و عن ملاقيه مىباشد . 2 - هريك از انائين مشتبهين حكم اجتنب دارد . پس : اجتنب عن كلّ من المشتبهين و عن ملاقيه . پس : اگر در باب نجاسات تنجّس ملاقى حكمى طلبى باشد ، بايد از ملاقى كلا المشتبهين نيز اجتناب نمود ، چون همان‌طور كه نجاسات اجتنب دارند ، مشتبهين هم اجتنب دارند ، معناى اجتنب هم ، اجتنب عنه و عن ملاقيه هست .