1 - از خمر اجتناب كن .
2 - از ملاقى خمر هم اجتناب كن .
و لذا الخمر حرام يعنى الخمر و ملاقيه حرامان .
اگر بپرسيد حكمى وضعى و سببى است يعنى چه ؟
به شما مىگوئيم : حكم اجتنب از ملازمهء بين ملاقى و ملاقاه بدست نمىآيد چون ملازمهاى در اينجا نيست بلكه از طريق آيات و يا روايات بدست مىآيد ، چنان كه شارع تعبدا فرموده :
اگر كسى شرب خمر كرد بر او حدّ جارى مىشود كه اين وجوب حدّ يك اثر وضعى تعبّدى است .
اگر بپرسيد مرادتان از اثر وضعى تعبّدى چيست ؟
به شما مىگوئيم : سببيّت است يعنى شارع همانطور كه تعبّدا :
1 - شرب خمر را سبب اجراء حدّ قرار داده است .
2 - دلوك شمس را سبب وجوب نماز ظهر قرار داده است .
3 - استطاعت را سبب وجوب حج قرار داده است .
همينطور هم ملاقى با خمر را نيز سبب بر انفعال قرار داده است .
اگر بپرسيد از اين دو نظر و يا دو مبنا چه مىفهميد ؟
به شما مىگوئيم :
اگر نظر و مبناى اول را اختيار كرديد تنجّس ملاقى يك اثر تكليفى و حكمى است يعنى از اجتنب عن النجس ، هم اجتناب از خود نجس را مىفهميم و هم اجتناب از ملاقى نجس را .
در نتيجه ملاقى با احد مشتبهين هم واجب الاجتناب است .
چرا ؟ زيرا :
هريك از مشتبهين داراى حكم اجتنب است ، اجتنب هم بهمعناى ، اجتنب عنه و عن ملاقيه هست .
پس ملاقى با احد المشتبهين هم واجب الاجتناب است . فى المثل :
1 - معناى اجتنب عن الخمر ، اجتنب عنه و عن ملاقيه مىباشد .
2 - هريك از انائين مشتبهين حكم اجتنب دارد .
پس : اجتنب عن كلّ من المشتبهين و عن ملاقيه .
پس : اگر در باب نجاسات تنجّس ملاقى حكمى طلبى باشد ، بايد از ملاقى كلا المشتبهين نيز اجتناب نمود ، چون همانطور كه نجاسات اجتنب دارند ، مشتبهين هم اجتنب دارند ، معناى اجتنب هم ، اجتنب عنه و عن ملاقيه هست .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٣٨