تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
تطبيق اين حديث با ما نحن فيه چگونه است ؟ مىگوئيم : هريك از مشتبهين على الظاهر حرام‌اند . بين حرمت شىء با حرمت ملاقى آن ملازمه است . پس : ملاقى هريك از مشتبهين حرام است و واجب الاجتناب . به عبارت ديگر : هريك از دو مشتبه حرام و واجب‌الاجتناب‌اند . ميان حرمت شىء و حرمت ملاقيه ملازمه هست . چيزى با احد المشتبهين ملاقات كرده است . پس : ملاقى احد المشتبهين نيز ( مثل ملاقى خمر ) واجب الاجتناب است . مراد از ( او ان الاجتناب عن النجس لا يراد به الّا الاجتناب عن العين . . . ) چيست ؟ اين است كه مشهور قائل به قول دوم شده و گفته‌اند : وجوب اجتناب از ملاقى نجس ، اثر تكليفى نيست بدين معنا كه نه از اجتنب عن النجس بدست آمده و نه از ملازمهء حرمة الشىء و حرمت ملاقيه . بلكه دليل خارجى بر سبب انفعال ملاقى داريم و اين حكم وجوب حكم وضعى سببى است حال وقتى مطلب از اين باب شد مىگويند : اين دليل خاصّ هم تنها در باب ملاقى النّجس موجود است و الّا در ملاقى المشتبه ما چنين دليلى نداريم ، و لذا علم اجمالى مؤثر نيست . پس نمىتوانيم بگوئيم : ملاقى المشتبهين نجس و اجتناب از آن واجب است . به عبارت ديگر : شارع در باب نجاسات فرموده : ملاقات نجس سبب انفعال ملاقيه مىشود و ديگر نفرموده كه ملاقى مشتبه هم سبب انفعال مىشود . سبب دليل مىخواهد . پس در باب نجاسات دليل داريم بر سببيّت و لكن در باب مشتبهات دليلى بر سببيّت نداريم .