لذا وقتى ملاقى طرف علمى اجمالى مىشود ، واجب الاجتناب است مثل آنجا كه از اوّل امر ، سه ظرف داريم و اجمالا مىدانيم كه يا اين ظرف نجس است و يا آن دوتاى ديگر .
چرا معتقدند كه اجتنب عن النجس هم شامل نجس مىشود هم شامل ملاقى ؟
زيرا حذف متعلق در اجتنب عن النجس و . . . مفيد عموم است پس معناى خطاب اجتنب اين است كه از هر استفادهاى كه به نحوى از انحاء مربوط به نجس و يا خمر و يا ميته است اجتناب كن ، از جمله اين امور استفادهء از ملاقى است كه بايد از آن اجتناب نمود .
بنابراين خود خطاب است كه تعميم داشته و هم شامل عنوان مىشود ، هم ملاقى عنوان .
پس مراد از ( و يدل عليه ايضا ما فى بعض الاخبار من استدلاله عليه السّلام . . . ) چيست ؟
بيان دومين دليل حضرات است در مدّعايشان مبنى بر اينكه مؤيد اين اجتنب عنه و عن ملاقيه دليل خاص يعنى روايت امام عليه السّلام است شخصى از امام باقر پرسيد يا ابن رسول اللّه ، موشى در ظرف روغنى افتاده و مرده است ، استفادهء از اين روغن چگونه است ؟
امام عليه السّلام مىفرمايد : نبايد از آن بخورى .
سائل گفت : اين موش مرده چه ارزشى دارد كه من از اين همه روغن درگذرم ؟
امام عليه السّلام فرمود : تو در حقيقت موش مرده را ناچيز به حساب نياوردى بلكه حكم خدا را كه فرمود : ان اللّه حرم الميتة من كل شىء ، سبك شمردى .
سائل از ملاقى ميته يعنى روغن مىپرسند چرا امام حكم خود ميته را بيان مىكنند ؟
زيرا كبراى كلّى مسلّم و مفروغ عنه است و نيازى به ذكر آن نمىباشد .
از بيان صغرى بدون ذكر كبرى در اين حديث چه استفادهاى مىكنيم ؟
استفاده مىكنيم كه ميان حرمت شىء و حرمت ملاقى آن ملازمه است .
حال : در ما نحن فيه ، كبراى كلّى اين است كه حرمة الشىء ، مستلزم لحرمة ملاقيه .
آنگاه : با انضمام اين كبراى كلّى به آن صغراى مذكور مىگوئيم :
1 - موش مرده ميته است .
هر ميتهاى حرام است .
پس : موش مرده حرام است .
2 - موش مرده حرام است
ملاقى حرام ، حرام است
پس : ملاقى موش مرده كه روغن باشد ، حرام است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 240
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٤٠