تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
در نتيجه در اين‌گونه موارد نيازى به نهى مولوى نيست و وجود چنين نهيى عبث است و بلكه تحصيل حاصل و هو محال . معيار در محلّ ابتلاء بودن اطراف شبهه چيست ؟ اين است كه : اگر فرضا علم تفصيلى داشتيم كه اين يكى طرف از اطراف شبهه حرام است ، خطاب اجتنب عن الحرام در حقّ ما منجّز مىشد . و اگر فرضا علم تفصيلى داشتيم كه آن يكى طرف از اطراف شبهه حرام است باز خطاب مذكور در حقّ ما منجّز مىشد . اما مواردى وجود دارد كه اگر ما علم تفصيلى هم به حرام بودن آن داشته باشيم خطاب تنجيزى نمىآيد و لذا اين موارد مورد ابتلاى ما به حساب نمىآيند . مثل : 1 - ظرف آبى كه در كرهء ماه وجود دارد و لو من تفصيلا بدان علم داشته باشم مبتلا به من نمىباشد و من نسبت به آن مخاطب نيستم . 2 - ظرف آبى كه ملك شماست و لو من يقين به نجاست آن‌هم داشته باشم اما مخاطب به آن نيستم ، چرا كه مبتلا به من نيست ، مگر اينكه روزى به ملكيّت من درآيد كه در آن صورت خطاب فعلى و تنجيزى براى من مىآيد ولى خوب اكنون چنين خطاب فعلى در كار نيست . اگر سؤال شود : 1 - در برخى موارد قطع داريم كه اطراف شبهه مورد ابتلاء است و علم اجمالى هم در آنجا منجّز است . 2 - و در برخى موارد قطع داريم كه بعض و يا همهء اطراف شبهه از محل ابتلاء خارج است و علم اجمالى هم در اينجا منجّز نيست . 3 - در مواردى هم شك مىكنيم كه آيا همهء اطراف شبهه مورد ابتلاء هست يا نه ؟ يعنى احتمال ابتلاء مىدهيم و لكن يقين هم نداريم ، در اين‌جور جاها چه بايد كرد ؟ شيخ انصارى مىفرمايد : خطاب اجتنب عن النجس مطلق است و شامل هر سه مورد مىشود . يعنى هم مواردى را كه قطع به ابتلاء داريم هم مواردى را كه قطع به عدم ابتلاء داريم و هم مواردى كه مشكوكه هستند . - قسم دوم كه به دليل خاصّى از اطلاق خارج شد ولى دو قسم ديگر در تحت اطلاق باقى هستند .