تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
جناب شيخ بيان رجوع به اصل عملى و دست‌يابى به پاسخ سؤال فوق چگونه است ؟ اين زمينى كه شما احتمال مىدهى كه نجس شده باشد : به فرض اينكه تفصيلا هم بدانى كه نجس شده است ولى شك كنى كه فعلا اجتنبش بر تو منجّز هست يا نه ؟ بگو : الاصل ، البراءة عن التكليف التنجيزى ، يعنى ذمهء من از تكليف تنجيزى برى است ، همان‌طور كه در اشباه اين مورد و در بسيارى از جاها چنين مىكنى . به عبارت ديگر : وقتى در جائى شك مىكنيم كه آيا اينجا جاى خطاب تنجيزى هست يا نه ؟ مىگوئيم : الاصل ، البراءة عن الخطاب التنجيزى . جناب شيخ باز هم در تبيين پاسخ خود مثال بزنيد ؟ فى المثل : 1 - مولى فرموده : اكرم العلماء ، حال شما برخورد مىكنى به يك عالمى درحالىكه شك مىكنى كه آيا اكنون اكرم العالم نسبت به اين علم منجّز است يا نه ، معلّق است به اينكه اگر يك روزى عادل شد اكرامش بر من واجب است و اكنون واجب نيست . در اينجا پاسخ شك شما اين است كه الاصل ، البراءة عن التكليف التنجيزى . 2 - مولى فرموده : اكرم العالم العادل ، و شما عالمى را مىشناسيد كه از كبائر اجتناب مىكند و لكن مرتكب صغائر مىشود . حال شما شك مىكنى كه آن عدالتى را كه مولى قيد فرموده در اين آقا محقّق شده يا نه ؟ در پاسخ به اين شك شما مىگوئيم : الاصل ، البراءة عن التكليف التنجيزى . اما اگر بپرسيد كه : ما نحن فيه يعنى زمينى كه اكنون مبتلا به نيست لكن ممكن است در آينده مبتلا به باشد آيا اجتنبش بر من منجّز هست يا نه ؟ به شما پاسخ مىدهيم كه : الاصل ، البراءة عن التكليف التنجيزى . جناب شيخ بيان رجوع به اصل لفظى يا اصل اصالة الاطلاق جهت پاسخ به سؤال مورد نظر چگونه است ؟ بدين نحو است كه : اگر فرضا بدانيد كه زمين اطراف ظرف نجس شده است ، اما ندانيد كه خطاب اجتنب بر شما منجّز شده يا نه ؟ به شما مىگوئيم :