تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
ايشان خروج از محلّ ابتلاء را موجب نقصان در تكليف ندانسته‌اند ، بلكه بيرون آمدن از تعهد تكليف را با ترك آنچه در محلّ ابتلاء قرار دارد لازم دانسته‌اند . نظر حضرت امام راجع به ديدگاه قبلى شيخ در اين تنبيه چيست ؟ ايشان در پاسخ به ديدگاه قبلى ايشان مىفرمايد : 1 - ميان خطابهاى كلّى كه تكليف همهء مكلفين است با خطابهاى شخصى كه تكليف آحاد مكلفين است اشتباه شده است . 2 - صدور تكليف اختصاصى براى غير متمكّن و ناتوان عرفا و عقلا صحيح نيست ، امّا صدور خطاب كلّى كه تكليف همهء مكلفين است ، در تمام احوال و عوارض شامل آنها شده و بلااشكال نيز هست . فى المثل : لا تقربوا الزناء ، يك خطاب كلّى است و همهء مكلفين را در برمىگيرد . يعنى ( زنا ) تمام موضوع براى حرمت است و ( مكلّف ) تمام موضوع براى توجّه خطاب نسبت به او مىباشد . حال اين خطاب ، خطابى است كه بر تمام مكلّفين حجّت است بدون اينكه بطور مستقل براى تك‌تك آنها انشاء تكليف شده باشد . و لذا اشكال ندارد كه : مكلّف ، در اين‌گونه خطابهاى كلّى و عمومى و در برخى احوال و امكنه ، كه مكلّف نسبت به تكليف عقلا يا عرفا ناتوان است ، تكليف داشته باشد . زيرا تكاليف شرعى مقيّد به عدم جهل و توانائى و خارج از محل ابتلاء نبودن نمىباشند . پس تكاليف كلّى در همهء احوال و امكنه ، تكليف همهء مكلفين‌اند . حال با توجه به مطلب مذكور مكلّف با وجود علم اجمالى نسبت به تكليف فعلى و منجّز بايد از عهدهء آن خارج شود . خروج از عهده ، مقتضى موافقت قطعى و احتمالى و ترك مخالفت قطعى و احتمالى است . لذا : به مجرّد اينكه يكى از طرف‌ها از محلّ ابتلاء خارج باشد و انگيزه‌اى هم نسبت به آن وجود نداشته باشد ، موجب عدم تنجّز تكليف معلوم نمىشود . امّا اصول عمليه از قبيل اصالة الحلّ و الطهاره ، در طرف مبتلا به جارى نمىشود چون‌كه از ادلّهء عامه هستند و ادلهء عامه براى اثبات رخصت ارتكاب در شبههء تحريميّه يا رخصت ترك در شبهه وجوبيّه ، صلاحيت ندارند و نياز به دليلى است كه دلالت صريح داشته باشد .