مراد از ( او كون المتحقق من افراده كما فى المقام . . . ) چيست ؟
اشاره به صورت چهارم در برائت از تكليف منجّز است مبنى بر اينكه :
1 - قطع و يقين به خطاب داريم .
2 - قطع به تعليقى بودن خطاب هم داريم .
3 - قطع به موجود شدن چيزى در خارج هم داريم و لكن شك داريم كه آيا اين موجود خارجى فردى از افراد آن قيد و شرط هست تا خطاب منجّز شود يا نه ؟
فى المثل مولى فرموده : « اكرم العلماء الّا الفسّاق » ،
در خارج عالمى است كه مرتكب صغيره مىشود اگرچه از كبائر اجتناب مىكند و لذا ما نمىدانيم كه چنين كسى مصداق علماى عادل هست تا خطاب اكرم در حق ما منجّز شود و مخالفت آن عقابآور باشد يا نه ؟ جزء علماى فاسق است و چنين خطاب در حق ما منجّز نيست .
در اينجا نيز اصل برائت از تكليف منجّز جارى مىكنيم .
نتيجهء اين صور در مرحله اوّل آزمايش چيست ؟
اين است كه ما نحن فيه از همين قبيل است .
دليل شيخ بر مدّعاى مزبور چيست ؟
اين است كه :
1 - تنجّز تكليف نسبت به طرفين علم اجمالى مشروط به مورد ابتلاء بودن يا نبودن آنهاست .
2 - در مثال اناء و قطعه زمين اطراف آن نسبت به آينده احتمال ابتلاء وجود دارد اگر فعليت را اعم از بالفعل و بالقوه بدانيم .
و لكن ما نمىدانيم كه اين بالقوه بودن ابتلاء از مصاديق مبتلا به بودن هست يا نه ؟
پس شك در خطاب تنجيزى است و الاصل ، البراءة .
رجوع به اصل عملى و محاسبهء موارد چه نتيجهاى در اينجا بدنبال داشت ؟
اجتناب از موارد شبهه لازم نيست چرا كه محل جريان اين اصلاند .
مقدّمة بفرمائيد مخصّص و مقيد در عام و خاص و مطلق و مقيد دليل لفظى است و يا لبّى ؟
1 - گاهى دليل لفظى يعنى كتاب و سنت است .
2 - گاهى دليل لبى يعنى اجماع مىباشد .
دليل لفظى به حكم عقل مىتواند بر چند قسم باشد ؟
بر دو قسم : 1 - مبيّن 2 - مجمل
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢١٨