تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
بله ، ممكن است گفته شود كه هنگام شك در حسن تكليف و خطاب تنجيزى ( در عرف ) به اجتناب و عدم حسن تكليف تنجيزى مگر اينكه معلّق باشد : اصل برائت است از تكليف ( و يا خطاب ) منجّز ، چنان كه اين ( قاعده‌اى است كه ) مقرّر شده در هر چيزى كه در تكليف منجز بودن آن و يا معلّق بودن آن بر امرى كه محقق العدم است ( فى المثل شك شود در خطاب اكرم العالم كه آيا منجّز است يا نه و يا اينكه آيا وجوب اين اكرم ، معلّق است بر امر عدالت كه اكنون محقّق نيست ) كه باز اصل ، برائت است از تكليف منجّز است . يا اينكه معلّق بودن تكليف به چيزى معلوم است ( همچون تكليف مردم كه معلق به بلوغ است ) و لكن در تحقّق آن بلوغ ( كه آيا فلانى بالغ شده يا نه ؟ ) شك مىشود ، باز اصل برائت از تكليف منجّز است . رجوع به اطلاقات اولى است جز اينكه اين ( مطلب كه به اصالة البراءة رجوع مىشود ) ، از اينكه گفته شود كه خطابات به اجتناب از محرّمات مطلق‌اند و بدون تعليق بهتر نيست و قدر متيقّن تقييد اين خطابات ( معلّق ) به ابتلاء در جائى است كه علم به تقبيح عرف داريم در توجيه خطاب تنجيزا ( يعنى : قدر متيقّنى كه از اين اطلاقات خارج شده آن جايى است كه على تقدير علم به حرمت ، به قبح خطاب تنجيزى علم داشته باشيم ، و لذا آن مورد مشكوكه تحت خطاب عن النجس مىماند ) ، كما اينكه اگر مولى به عبدش بگويد : از آن طعام نجسى كه در برابر امير گذاشته شده اجتناب كن ، در صورتى كه عادت بر اين جارى نيست كه مكلّف به اين طعام مبتلا بشود و يا ( اگر مولى به عبدش بگويد : ) در آن لباس غصبى كه ملك آن را پوشيده و يا جاريه‌اى كه او را غصب كرده و از زنان خاصّ خود قرار داده تصرّف نكن ، در صورتى كه ابتلاء مكلّف به آن بطور كلى عقلا و عادة محال نيست ، جز اينكه چنين ابتلائى بعيد الاتّفاق است ( و لذا اين‌جور جاها ، خطاب تنجيزى قبيح و خنده‌آور بوده و از مطلقات خارج است ، و لذا اگر احد الطرفين از اين قبيل بود خطاب تنجيزى در اينجا نيست و مىتوان طرف ديگر را مرتكب شد ولى اگر احد الطرفين اين‌گونه نبود و مثل آن اناء و زمين اطراف آن بود نه ) . امّا : اگر در قبح ( خطاب ) تنجيزى ( كه محلّ بحث ما مىباشد ) شك شود ، رجوع مىشود به اطلاقات . پس بازگشت اين مسئله ( اخير كه محل بحث ماست ) به اين است كه يك مطلق ( مثل اجتنب عن النجس ) كه مقيّد است به قيدى ( كه مبتلا به بودن است و اين ) در برخى موارد مشكوك التحقّق است ( كه آيا مبتلا به هست يا نه ؟ ) به دليل سختى و دشوارى ضبط مفهوم مبتلا به بودن است ، بر وجهى كه مصداقى از مصاديق آن پنهان و مشكوك نماند ، چنان كه شأن اغلب مفاهيم عرفى چنين است ( كه
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 214 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى