ارزش باشد ، اجراى آن در طرف ديگر بلامانع است .
به عبارت ديگر :
1 - هرجا كه هر دو طرف شبهه مورد ابتلاء مكلّف باشند ، علم اجمالى مؤثر بوده و سبب وجوب اجتناب از هر دو طرف مىشود .
2 - و هرجا كه يك طرف شبهه و يا هر دو طرف از محل ابتلاء مكلّف خارج باشند علم اجمالى مؤثر بوده و احتياط از آن واجب نيست .
پس مراد از ( الا ان الانصاف ان تشخيص موارد الابتلاء . . . ) چيست ؟
اين است كه :
1 - در برخى از جاها انسان به راحتى مىفهمد كه طرفين محل ابتلايش هستند .
فى المثل :
شما در ظرف آب تهيه مىكنيد جهت استفاده و مصرفتان ، اگر اجمالا متوجه شويد كه يكى از اين دو نجس است ، اجراى اصلين در اين دو تعارض كرده و در نتيجه تساقط مىكنند .
2 - در برخى از جاها هم يك طرف محل ابتلاء نيست و تنها يك طرف محل ابتلا است .
فى المثل : پرندهاى در كنار شما نشسته ، قطرهء خونى افتاد شما نمىدانى روى آن پرنده افتاد و يا روى زمين اطراف و يا مهر كنار ظرف ؟
آيا گنجشكى كه در كنار شماست و پريد محل ابتلاى شماست ؟ معلوم است كه خير ، آنكه محل ابتلاى شماست ، همان زمين و يا مهر خارج از اناء است كه جهت سجده و يا تيمم محل ابتلاى شما مىباشد .
حال چون يك طرف محل ابتلاء نيست و تنها يك طرف محل ابتلاء است ، اصل طهارت را جارى كرده از آن استفاده مىكنيد .
امّا : در برخى موارد انسان شك مىكند كه آيا اين مورد از موارد ابتلاء به حساب مىآيد و يا از موارد عدم ابتلاء ؟
فى المثل اجمالا مىدانيد كه قطرهء خونى يا در درون اناء آب افتاد و يا بر روى زمين اطراف اناء كه فعلا مورد ابتلاء شما نيست ولى خوب چهبسا كه فردا جهت تيمم و يا سجده مورد نياز و ابتلاى شما واقع شود .
حال چه بايد كرد و معيار چيست ؟ اگر معيار را در ابتلاء فعليت بدانيد كه در اينجا فعلا در كار نيست و لكن اگر معيار را اعم از بالفعل و بالقوه بدانيد ، خوب در اينجا نيز هست ، من چه بايد بكنم در حالى كه متحيّرم ؟
پاسخ آن در متن بعدى است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢١٢