تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
چرا كه آن يكى زن مطلّقه هست يا نه ؟ به اين يكى زوجه ربطى ندارد و يا اگر اين يكى مطلّقه باشد ربطى به آن يكى ندارد . و لذا نمىتوان گفت كه استصحاب زوجيّت اين يكى با استصحاب زوجيّت آن يكى به خاطر علم اجمالى به مطلّقه بودن احدهما ، تعارض مىكند . - خير ، همان‌طور كه در واجدى المنى فى ثوب المشترك ، شك ، شك بدوى است و هركسى به حساب خودش مىرسد ، در اينجا نيز چنين است . يعنى شك ، شك در تكليف است و نه شك در مكلّف به . اين دو هو نيز حالشان چنين است و هريك نسبت به خودش شك در تكليف دارد و بايد به حساب خودش برسد و براى خودش استصحاب زوجيت كند . چرا كه اجراى اصل براى خودش اثر دارد . به عبارت ديگر چون استصحاب زوجيّت اين يكى زوجه براى آن يكى زوجه بلااثر است حق جارى كردن آن را در مورد آن ديگرى ندارد . و لذا : در اينجا علم اجمالى بىاثر بوده و هريك از اين دو زوجه مىتواند از مزايا و حقوق زوجيّت استفاده كند . و امّا زوج : زوج نمىتواند استصحاب زوجيت هريك از اين دو زوجه را بكند . چرا ؟ زيرا هر دو محل ابتلاى او هستند و استصحاب در هر دو براى او داراى اثر است مثل آنجا كه شخص دو ظرف مورد ابتلاء و استفاده داشت و درحالىكه علم اجمالى به احدهما داشت ، نمىتوانست اصلين را در هر دو طرف اجرا كند ، چرا كه باهم تعارض مىكردند . حال : در اينجا نيز اجراء اصلين در حقّ زوجتين تعارض مىكند و لذا علم اجمالى نسبت به هريك از دو زوجه بىاثر است لكن نسبت به خود زوج مؤثر است . چرا ؟ زيرا وقتى بخواهد اصلين را در هر دو جارى كند با توجه به علم اجمالى او به مطلّقه بودن يكى از اين دو ، در هريكى كه بخواهد اجرا كند با اجراى آن در ديگرى تعارض مىكند . پس بايد بين ما له و بين ما عليه فرق گذاشت . مراد از مطلب اخير چيست ؟ اين است كه در آثارى ( مثل مباشرت يا نگاه و . . . ) كه بر له زوج است ، علم اجمالى نمىگذارد كه زوج آن آثار را مترتب كند و لذا از نگاه و مباشرت با آن زن ممنوع است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 206 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى