تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
مىفرمايد : قياس اين دو مسئله قياس مع الفارق است زيرا : 1 - در مسألهء كافر و شكر منعم كسى به صرف احتمال عقاب ، فتوا به وجوب دفع و يا عقاب بر ترك نداده تا حكم يك حكم تعبّدى باشد . پس فتواى علماى اسلام در اين مسئله از اين باب است كه چنين احتمالى مصادف با واقع است در نتيجه كافر : به خاطر ترك واقع عقاب مىشود و نه به صرف مخالفت احتماليه ، اگرچه خود كافر دائما در احتمال و شك قرار داشته باشد . به عبارت ديگر عالم دين جزم دارد كه خدائى هست و شكر او واجب است و مخالفت اين شكر عقاب‌آور و لذا در اين مسئله براى او شايد مطرح نيست ، بلكه بايد مطرح است . 2 - اگر دعوت پيامبر به گوش كافر برسد و حجّت ظاهرى بر او تمام شود و او ترك چنين شكرى كند به اجماع علماى اسلام ، معاقب است . چرا ؟ زيرا وجوب شكر منعم علاوه بر اينكه عقلى است ، شرعى نيز هست . منتهى اشاعره براى كسى كه بيان شريعت به او نرسيده حكم عقل را در حق او كافى ندانسته و او را معاقب نمىدانند ولى عدليه معتقدند كه حكم عقل براى او كافى است و اگر مخالفت كند معاقب است . پس در اينجا حكم علماء به صرف احتمال نيست و بلكه بر مبناى بايد است . شيخ چه نتيجه‌اى از مطالب مذكور مىگيرد ؟ مورد فوق را تشبيه مىكند به دو نفرى كه يكى از آن دو در كنار مايعى قرار گرفته و ديگرى هم نظاره‌گر اوست در حالى كه به همه چيز يقين صددرصد دارد . فردى كه در كنار مايع نشسته شك دارد كه آيا اين مايع خمر است يا خلّ است ، لكن بدون تحقيق از آن مىنوشد و مرتكب حرام مىشود . و لذا براى اين مرتكب همه چيز احتمالى است بدين صورت كه پيش خود مىگويد : شايد اين مايع خمر باشد ، شايد ضرر دنيوى به دنبال داشته باشد ، شايد عقاب اخروى داشته باشد . اما فرد ناظر كه يقين به خمريت مايع مزبور دارد قاطعانه به فرد ديگر مىگويد : تو در حال شرب خمرى ، دچار مستى مىشوى و در نتيجه معاقب خواهى بود يعنى احتمال براى او معنا ندارد ، بلكه حكمش قطعى و از روى علم است . حال : مسألهء كافر نيز اين‌چنين است يعنى به صرف ارتكاب مشتبه نمىتوان او را مؤاخذه كرد . بر