تشريح المسائل
در چه صورتى در شبهات بدويه عقاب وجود دارد و در چه صورتى عقاب وجود ندارد ؟
قبل الفحص و اليأس ، عقاب هست ، بدين معنا كه اگر شما بهعنوان يك مكلّف مشتبه را مرتكب شديد و سپس معلوم شد كه حرام بوده معاقب هستيد ، چرا كه مقصّر هستيد .
اما بعد الفحص و اليأس ، عقابى در كار نيست ، چرا كه عدم العلم و جاهل بودن به مسئله خود عذر است .
ارتكاب اطراف شبهه در شبهات مقرونه به علم اجمالى چه حكمى دارد ؟
اگر شبهه محصوره باشد ، ارتكاب حرام بوده و اجتناب از آن واجب است .
و اگر شبهه غير محصوره باشد ، ارتكاب برخى از اطراف شبهه مانعى ندارد .
با توجه به مقدّمه فوق مراد از ( قد ذكر العدلية فى الاستدلال . . . الخ ) چيست ؟
بيان دوّمين اشكال از جانب مستشكل است مبنى بر اينكه ما مواردى را سراغ داريم كه حضرات اماميه و عدليه دفع عقاب محتمل را واجب دانسته و اضافه كردهاند به اينكه اگر كسى عقاب محتمل را دفع نكند ، معصيت كرده است ، چه عقابى در آن باشد و چه نباشد .
به عبارت ديگر دفع عقاب محتمل واجب شده است مولويا و نه ارشادا .
فى المثل كافرى است كه دعوت پيامبر زمانش به گوش او رسيده تا اينكه حجّت بر او تمامشده باشد و لكن از آنجا كه عقل دارد ، به حكم عقلش احتمال مىدهد كه هستى خدائى داشته باشد و شايد شكر اين خدا واجب باشد و در نتيجه اگر من اين شكر را ترك نمايم احتمال دارد كه مؤاخذه شده مورد عقاب اخروى واقع شوم .
حال با توجه به اينكه تمام اين موارد احتمال است ، علماء گفتهاند كه اگر اين كافر به دنبال فحص و تحقيق نرود و خدا را نشناسد و واجبات الهى را انجام ندهد ، حتما معاقب است .
يعنى به مجرد احتمال عقاب از سوى كافر ، دفع آن را واجب دانستهاند و در صورت عدم دفع اين عقاب ، او را معاقب مىدانند .
حال جناب شيخ :
چه اشكال دارد كه در ما نحن فيه يعنى اطراف شبههء محصوره نيز چنين باشد يعنى علم اجمالى داريم كه يا اين اناء نجس و حرام است و يا آن يكى اناء ، هريك را كه مرتكب شويم احتمال عقاب مىرود .
به مجرّد احتمال بگوئيم : بايد اجتناب كنى و الّا كيفر مىشوى ، چه اين احتمال مطابق با واقع درآيد چه درنيايد .