و لذا مىگويد :
1 - چون علم اجمالى دارى كه احدهما خمر است اگر يكى را مرتكب شوى و در واقع خمر باشد ، احتمال عقاب دارد .
2 - دفع عقاب محتمل واجب است عقلا .
پس اجتناب از هر دو اناء عقلا واجب است .
و لذا من باب مقدّمه علميّه از باب اشتغال بايد از هر دو اجتناب نمود .
چرا در اينجا از مانع عقلى ، قبح عقاب بلابيان استفاده نكرديد ؟
زيرا قبح عقاب بلابيان در ما نحن فيه جارى نيست بلكه عقاب مع البيان است و لا اجمالا و نه بلابيان .
عبارت ديگر اينجور جاها مجراى دفع عقاب محتمل واجب است ، مىباشد و لذا عقل در اينجا مستقل است به لزوم احتياط از باب قانون مزبور .
حاصل مطلب در ( و بالجملة فالظاهر عدم التفكيك فى هذه . . . ) چيست ؟
اين است كه اطراف شبهه محصوره در فروض پنجگانه ، مخالفت قطعيّهاش حرام است چرا كه مستلزم تناقض است و موافقت قطعيهاش واجب است ، چرا كه نه شرع اجازه احدهما را داده است و نه عقل .
به عبارت ديگر ميان اين مخالفت و موافقت ملازمه وجود دارد يعنى اگر مخالفت قطعيه حرام است بايد مخالفت احتماليه نيز حرام و موافقت قطعيّه به حكم عقل و از باب دفع عقاب محتمل ، واجب باشد .
تلخيص تنبيه اوّل
جناب شيخ صاحب مدارك احتياط را در شبهه محصوره واجب ندانسته و در تاييد نظر خود به اين فتواى اصحاب كه مىگويند : اگر قطرهء خونى فى المثل افتاده باشد و مكلّف شك كند كه در داخل ظرف افتاده يا خارج آن ، اجتناب از اين اناء لازم نيست .
صاحب حدائق مطلب صاحب مدارك را نقل كرده مىگويد :
1 - مورد فتواى اصحاب ، شبهه غير محصوره است چرا كه در خارج از اناء هزارها نقطه را مىتوان در نظر گرفت و لذا تأييد بر گفتار شما نمىباشد .
2 - مورد فتواى اصحاب با مورد محل بحث ما فرق دارد چرا كه مورد آن فتواى افراد مختلفالماهيّهاند زيرا ما نمىدانيم كه آب داخل ظرف نجس شده و يا زمين و اجسام اطراف ظرف آب كه اين دو ماهية متفاوتاند .
حال از سخنان صاحب حدائق مىفهميم كه اگر اطراف شبهه مختلفة الماهية باشد ، علم اجمالى اثر