و كان رسول الله صلَّى الله عليه و آله : يصلَّى حتّى يتورّم قدماه و يقول : ا فلا أكون عبدا شكورا ! ؟ أراد به ان تعتبر بها امّته ، و لا يغفلوا عن الاجتهاد و التّعبّد و الرّياضة به حال .
مىفرمايد كه : حضرت پيغمبر صلَّى الله عليه و آله با وجود قرب و منزلت او به جناب احديّت دقيقهاى عبادات از او فوت نمىشد و از كثرت نماز ، پاهاى مبارك او ورم مىكرد و به اين حال مىفرمود كه : آيا نبوده باشم من نزد پروردگار ، بندهء نيك شكر كننده ؟ ! و به حكم : « النّاس على دين ملوكهم » ، امّت را نيز تأسّى به آن حضرت به قدر مقدور ، لازم است و اقتدا به او واجب و احتراز از غفلت و كسالت از جهاد نفس ، متحتّم .
الا و انّك لو وجدت حلاوة عبادة الله ، و رأيت بركاتها و استضأت بنورها ، لم تصبر عنها ساعة واحدة و لو قطعت إربا إربا ، فما اعرض من اعرض عنها الَّا بحرمان فوائد السّلف من العصمة و التّوفيق .
مىفرمايد كه : اگر بيابى تو لذّت عبادت را و فوايد بندگى پروردگار را ادراك كنى و كيفيّت آن را مشاهده نمائى و به نور عبادت ، نفس خود را جلا دهى و از كدورتها او را پاك گردانى ، لمحهاى از عبادت او فارغ و لحظهاى از بندگى او عاطل نمىتوانى بود ، هر چند گوشت بدن تو را به مقراض بچينند . پس هر كه از عبادت و بندگى خدا اعراض كند و رغبت به عبادت چندان نشان ندهد ، پس به تحقيق و يقين كه او ، لذّت و كيفيّت عبادت نيافته است و به فوايد و عوايد آن راه نبرده است .
قيل لربيع بن خثيم : ما لك لا تنام باللَّيل ؟ قال : لانّى أخاف البيات .
از ربيع كه يكى از زهّاد است ، پرسيدند كه : چرا شب خواب نمىروى و استراحت نمىكنى ؟ گفت : مىترسم از شبيخون مرگ . يعنى : مىترسم كه مرگ به من رسد و من در خواب باشم و توفيق انابه و رجوع نيابم .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 494
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٤٩٤