است . چنان كه از احوال انبيا و اوليا معلوم مىشود كه هر كدام ايشان از خلق چه كشيدهاند . زيرا كه هر كدام ايشان كه قدرش نزد حضرت بارى بيشتر بوده است ، اذيّت خلق به او بيشتر بوده كه : « البلاء للولاء ثمّ للاوصياء ثمّ للامثل فالأمثل » ، يعنى : بلاياى دنيا ، اوّل متوجّه است به پيغمبران كه بهترين خلق هستند ، و بعد از ايشان به اوصياى ايشان ، و بعد از اوصيا از براى شيعيان و دوستان ايشان است به تفاوت ضعف و قوّت ايمان كه هر كه تشبّهش به ايشان ، بيشتر است و ايمانش كاملتر ، آزار و زحمتش در دنيا بيشتر است . و حديث : « البلاء للولاء كاللَّهب في الذّهب » ، نيز مؤيّد اين است .
و حكى انّ رجلا قال للأحنف بن قيس : ايَّاك اعنى ، قال : اناك عنك أحلم .
نقل است كه : شخصى به أحنف بن قيس ، سفاهت كرد و درشت چند به او گفت ، أحنف ساكت بود و جوابش نگفت ، سفيه گفت : به تو مىگويم ، أحنف گفت : مرا با تو كارى نيست و از تو اعراض مىكنم و متوجّه تو نمىشوم .
قال النّبيّ صلَّى الله عليه و آله : بعثت للحلم مركزا ، و للعلم معدنا ، و للصّبر مسكنا .
حضرت پيغمبر صلَّى الله عليه و آله فرموده است كه : مبعوث شدهام من به خلق ، تا بوده باشم مركز حلم ، و معدن علم ، و مسكن صبر . يعنى : تا در اين صفات و ساير صفات كماليّه و مكارم اخلاق تمام باشم ، و اين صفات را از مرتبهء نقصان به مرتبهء كمال رسانم ، چنان كه در جاى ديگر فرموده است كه : بعثت لاتمّم مكارم الاخلاق .
بايد دانست كه ، حلم در وجود انسان بعد از علم ، شريفترين اخلاق است ، زيرا كه جوهر علم را بى حلم ، در ميزان عقل وزنى نيست ، چنان كه مهتر عالم فرموده :
« خيار امّتى علماؤها حلماؤها » ، و نيز فرموده : « ما جمع شيء إلى شيء احسن من حلم إلى علم » ، و اين صفت حلم ، خاصيّتى است كه ظاهر مردم را مؤدّب و باطن
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 356
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٥٦