گردند كه : * ( ضَلَّ سَعْيُهُمْ في الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ) * ( كهف - 104 ) ، و هر چه از صفت جود در وجود آيد ، تشريف قبول ارزانى فرمايند و به أضعاف آن ، جزا بخشند كه : * ( من جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه عَشْرُ أَمْثالِها ) * ( انعام - 160 ) ، حقّ سبحانه و تعالى ، حدّ جود و سماحت را در قرآن مجيد بيان فرموده است و على الاجمال شرح داده : « وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ » ، تا بدانى كه اطلاق اين ألفاظ ، نه تنها بر مال و متاع دنيا است و اين حكم ، نه به بذل آن واقع مىشود و بس ، بلكه بر هر چه آدمى متصرّف آن است ، صورت آن متاع دنيوى بود و بذل و انفاق آن اخروى .
و ببايد دانست كه جود و سخاوت و سماحت و مروّت و فتوّت و بذل و انفاق و امثال اين ، هر چه نسبت به جوانمردى دارد از روى ظاهر لغت ، همه را اشاره به يك معنى است ، امّا از روى تحقيق چون اشتقاق هر لفظى از كلمهاى است و از وضع آن كلمه ، عرب را مقصودى ، پس بايد كه در ضمن هر يكى از آن نوع فايدهاى باشد هم بر آن لفظ مخصوص ، تا به نسبت آن اصل و فرع هر يكى پديد آيد و مورد و مصدر ايشان معلوم گردد . علماى سلف و مشايخ ما تقدّم ، هر يك به قدر صفاى خاطر خود ، بيانى فرمودهاند و روايات بسيار در كتب ايشان مسطور است و از حضرت رسالت پناه صلَّى الله عليه و آله نيز احاديث و اخبار وارد و از آن جمله است كه آن حضرت صلَّى الله عليه و آله فرموده كه : « لا يزال الله في حاجة العبد ما دام العبد في حاجة أخيه المسلم » ، و اين حاجت عامّ است ، خواه حاجت مالى و خواه غير مالى ، هر چه باشد .
يكى از محقّقان گفته است كه : « اصل الفتوّة ان يكون العبد في امر غيره » .
امرئ القيس را گفتند : مروّت چيست ؟ گفت : « الحلم عند الغضب ، و العفو عند القدرة » . و از مهتر عالم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم مروى است كه گفت : « المروّة اصلاح الدّين ، و اصلاح المعيشة ، و سخاء النّفس ، و صلة الرّحم » .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 338
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٣٨