تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
را كه گرفتن است ، فاضلتر دانسته است از بخشش كردن ، كه نفع آخرت است . و ينبغي للمؤمن إذا أخذ ان يأخذ بحقّ ، و إذا اعطى ففي حقّ و بحقّ و من حقّ . مىفرمايد كه : لازم است مؤمن را كه هر گاه أخذ كند از كسى و چيزى ستاند از كسى ، به حق ستاند . يعنى بى طلب باشد و موافق شرع باشد ، و هر گاه إحسان كند به كسى ، از براى خدا باشد و منّت به او نگذارد ، و از روى عزّت باشد ، نه از روى خفّت . فكم من أخذ معط دينه و هو لا يعلم ، و كم من معط مورث نفسه سخط الله . يعنى : چه بسيار هستند كسانى كه مىگيرند از مردم چيزى و به آن گرفتن دين و آخرت خود را تباه مىكنند ، مثل آن كه با عدم استحقاق ، اظهار فقر و فاقه مىكنند و حقوق الله را كه مال فقراء است قبول مىكنند . و چه بسيار هستند جمعى كه چيزى به فقرا مىدهند و به آن دادن ، غضب خدا را متوجّه خود مىكنند . يعنى : مىدهند از روى خفّت و منّت ، نه از روى قربت و عزّت . و ليس الشّان في الاخذ و الاعطاء ، و لكن في النّاجى ، و النّاجى من اتّقى الله في الاخذ و الاعطاء ، و اعتصم بحبل الورع . مىفرمايد كه : نيست كار ما و شغل ما در اصل دادن و استدن ، بلكه حرف ما در بيان ناجى از اينها است ، كه اهل نجات از اينها كدام است ؟ مىفرمايد كه : ناجى در أخذ ، كسى است كه آن چه أخذ كند تفحّص كند كه حرام و غصب نباشد و اگر حقوق واجبى باشد ، بدون استحقاق نگيرد و در همه حال متشبّث و متمسّك به حبل ورع و تقوى باشد و از دايرهء تقوى قدم بيرون نگذارد . و ناجى در عطا كسى است كه آن چه مىدهد ، حرام و مغشوش نباشد ، و منّت نگذارد ، و به حضور كسى