تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
عاليه ، چه مىكنم دنيا را و زحمت آن را ؟ ! و اگر كافر يا فاسق باشد ، به خلاف اين . و لا بعد عن الله ابدا من حسن تقرّبه في السّجود ، و لا قرب إليه ابدا من أساء أدبه . يعنى : دور نيست از رحمت الهى هرگز ، هر كه تقرّب جست به خداوند عالم در حال سجود . يعنى : در وقت سجود ، غافل نشد و دانست كه چه مىكند و بساط كه را مىبوسد و نعت و بزرگوارى كه را به زبان مىراند . و دور است از رحمت الهى هر كه سجود او ، از روى أدب نيست و از آن چه در آن وقت بايد متذكَّر بود ، غافل باشد . و ضيّع حرمته و يتعلَّق قلبه بسواه . و ضايع كند ، حرمت و عزّت مولاى حقيقى خود را ، دل ببندد به غير او و به غير او متوجّه باشد . فاسجد سجود متواضع لله ذليل . يعنى : سجده كن خداوند را در نماز از روى تواضع و فروتنى و ذلَّت ، عظمت و بزرگوارى حضرت عزّت را به خاطر آور . و در وقت ذكر تسبيح سجود كه : « سبحان ربّى الاعلى و بحمده » است ، از علوّ شأن و رفعت مكان مسجود ، غافل مباش . حديث است كه : در آسمان ، ملكى است كه نام او خرفائيل است و از براى او هيجده هزار بال است . و ما بين هر بال تا بال ديگر ، پانصد سال راه است . روزى به خاطر آن ملك گذشت كه : آيا در بالاى عرش چيزى باشد يا نه ؟ خداوند عالم بالهاى او را دو چندان كرد و فرمود كه : بپر ، اى ملك . پس آن ملك به پريدن آمد و بيست هزار سال بپريد و به سر يك قائمه ، از قائمه هاى عرش نرسيد . باز خداوند عزّت ، بالهاى او را و قدرت او را ، مضاعف كرد و فرمود كه : بپر . باز آن ملك به طيران آمد و سى هزار سال ديگر بپريد و باز به سر قائمه‌اى از قوائم عرش نرسيد .