پس هر كه در وقت نماز و سجود الهى ، دل او متعلَّق باشد به غير معبود و به ياد دنيا و شغل دنيا باشد ، پس او گويا به نمازى كه وسيلهء تقرّب الهى است و سلَّم رسيدن به جناب احديّت است ، معراج تقرّب به غير فهميده ، و آلت نزديك شدن به غير تصوّر كرده ، گويا مىخواهد به غير او نزديك شود . از آن چه مراد الهى است به مراتب شتّى دور افتاده ، اين عين جهل است و نادانى و نفس شقاوت است و نافرمانى .
قال الله تعالى : * ( ما جَعَلَ الله لِرَجُلٍ من قَلْبَيْنِ في جَوْفِه . ) * ( أحزاب - 4 ) .
چنان كه حضرت بارى « عزّ اسمه » در قرآن عزيز فرموده كه : نگردانيده است حضرت بارى تعالى ، از براى هيچ نفس دو دل ، تا تواند به يك دل متوجّه خدا بود و به ديگرى متوجّه غير او . پس هر كه متوجّه به غير خدا است ، متوجّه به خدا نيست و بالعكس .
قال رسول الله صلَّى الله عليه و آله : قال الله تعالى : لا اطَّلع على قلب عبد فاعلم فيه حبّ الاخلاص لطاعتي لوجهي ، و ابتغاء مرضاتي ، الَّا تولَّيت تقويمه و سياسته .
حضرت رسالت پناه صلَّى الله عليه و آله از جناب احديّت نقل مىفرمايد كه : او ، « عزّ اسمه » ، فرموده است كه : هر گاه من مطَّلع شوم بر دل مؤمن و بدانم كه او دوست مىدارد بندگى مرا ، و در بندگى من ثابت و راسخ است ، من مباشر تقويم و سياست او مىشوم . يعنى : او را در نظر خلايق عزيز و محترم مىدارم و هيبت و سياست او را در دلهاى مردم مىاندازم . يا آن كه من متكفّل احوال او مىشوم و جميع ما يحتاج او را از قليل و كثير و جليل و حقير ، از براى او مهيّا مىكنم .
و من اشتغل في صلوته بغيرى ، فهو من المستهزئين بنفسه ، مكتوب اسمه في ديوان الخاسرين .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 128
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٢٨