روز 13 سپتامبر ارتش آتن با سرعت به سوى دشمن راه پيمود . لشكريان پارس بسيار دليرانه جنگيدند اما شكست خوردند و پس از تاب آوردن تلفات سنگينى عقب نشستند آنچه از اين افراد باقيمانده بودند به كشتى نشستند و از كنارههاى يونان دور شدند .
آتنىها پيروزى درخشانى بهدست آوردند - در ميدان جنگ 6400 جسد پارسى و فقط 192 جسد آتنى بهجا ماند . اين نخستين پيروزى يونانيان در برابر لشكريان پارس كه تا كنون شكستناپذير بهشمار مىآمدند ، بود . انگيزههاى شكست پارسيان چنين بودند : آنها در كشور ناشناسى تن به نبرد دادند . كمانداران پارسى نتوانستند پيادهنظام سنگين اسلحه يونانيان ( گوپليتها ) را كه زرهء آهنين داشتند از پاى درآورند . در آغاز جنگ تنبهتن كمانداران نتوانستند در نبرد شركت فعال داشته باشند . نبايد اين موضوع را فراموش كرد كه آتنىها بهخاطر دفاع از زاد بوم خود و براى حفظ رژيم دموكراتشان نبرد مىكردند و اگر شكست مىخوردند ، از زادگاهشان بيرون رانده مىشدند و بهعنوان برده اسير مىگرديدند . بنابراين يا بايستى كشته مىشدند يا پيروزى بهدست مىآوردند .
با وجود اين شكست ، داريوش از لشكركشى تازه عليه يونان چشم نپوشيد و اما بهمنظور آماده شدن براى چنين عملياتى به فرصت نيازمند بود ، و در اين ميان به سال 486 ق . م . شورشى در مصر درگرفت . در نوامبر همانسال داريوش درگذشت و فرصت نيافت براى حمله به يونان نيروهايش را دوباره سازمان دهد .
پس از اختلافات طولانىايكه در درون دودمان هخامنشى درگرفت ، سرانجام خشايار شاه پسر داريوش اول و آتوسا دختر كورش ، به تخت نشست . فرمانروائى ساتراپ مصر به هخامنش برادر ناتنى خشايار شاه واگذار گرديد ، او در ژانويه 474 ق . م . به سركوبى شورش مصر كامياب شد . در همان سال 483 ق . م . شورشى در بابل درگرفت . در اين سال بابليها دوبار قيام كردند ؛ هر دو قيام بهوسيله مگابيز ( به فارسى با گابوخشا ) سركوب شد ، جد مگابيز يكى از شركتكنندگان در توطئه قتل گوماتا بود ، خشايار شاه ، دستگاه شاهى بابل را منحل و معبد بزرگ بابليها را ويران كرد ، مجسمهء خداى بزرگ بابليها يعنى مردوك را به پارس برد و عنوان « پادشاهى بابل » را از روى خود برداشت . هنگام سركوبى اين دو قيام ، شهر بابل به ويرانهاى تبديل گرديد و كشور بابل به پايهء يك ساتراپ معمولى پارس تنزل يافت .
پس از اين كارها خشايار شاه براى يك لشكركشى تازه به يونان آماده شد . او فرمان داد تا كانالى در عرض شبهجزيرهء خالكيديك نزديك دماغهء آفن حفر كنند تا ناوگان پارسى اينبار از هجوم طوفان محفوظ مانند . براى عبور دادن نيروى زمينى به اروپا روى گلسپونت دو پل قايقى ساخته شد . انجام اين كارها سه سال طول كشيد .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 98
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٩٨