و حتى ايلاميها بودند .
قسمتى از ارتش براى پيشگيرى از شورش مردم مغلوب ، در كشورهاى زير اشغال بهعنوان پادگان جاى مىگزيد . سربازان اين پادگانها از مليتهاى گوناگون بودند ، اما در ميانشان از ساكنان آن منطقه وجود نداشت . در مرزهاى حكومت هخامنشى پادگان هائى برقرار گرديد و حتى به افراد اين پادگانها زمينهائى را واگذار كردند . از اين گونه پادگانها و كلنى نظامى جزيرهء الفانتين در نيل جالب است . در اين پادگان ، پارسها ، مادها ، يونانيان ، خوارزمىها و غيره سكونت داشتند . اما در قسمت عمدهء اين پادگان مردمى زندگى مىكردند كه از پيش خادمان فراعنه مصر بهشمار مىآمدند .
ساكنان نظامى الفانتين با خانوادههايشان در آنجا سكونت داشتند . پادگان به يكان - هاى جزء صد نفرى تقسيم مىشد ، هريك از اين واحدها به نام فرماندهانشان ناميده مىشدند .
معمولا فرماندهان اين يكانها پارسى يا بابلى بودند . جايگاه فرمانده اين پادگان در سوئن ( آسوان امروزى ) بود . در اين ناحيه حتى مأموران كشورى و ادارههاى قضائى بخش جنوبى مصر فعاليت داشتند . سربازان مأمور پادگان معمولا هر ماه جيره جنسى ( غله ، گوشت و غيره ) دريافت مىكردند . هر سربازى كه بازنشسته مىشد از راه كشت و زرع در تكه زمينى كه به او واگذار شده بود ، گذران مىكرد او از پرداخت ماليات معاف بود ، و بيشتر به كارهاى بازرگانى و صنعتى هم مىپرداخت . در آغاز ، واگذارى اين زمينها به سربازان انتزاعناپذير بود و بنابراين به مرور زمان اين زمينها از راه فروش يا واگذارى از دست سربازان خارج شد و غالبا مالك اين زمينها زنان شدند .
مانند الفانتين در فيواخ ، باختر گرموپول و ممفيس هم اين گونه كلنى نظامىاى وجود داشت . بنابراين پادگانها ، پايگاههاى استوارى ، هنگام خيزش مردم مغلوب ، براى وفاداران دولت هخامنشى بهشمار مىرفتند . هنگام اردوكشىهاى جنگى بزرگ ( مثلا جنگ گزرسس با يونانيها ) كليه مردم تابع حكومت هخامنشى اجبارا شمارهء مشخصى از جوانان خود را براى سربازى به دولت مىشناساندند .
در زمان داريوش يكم پارسها چيرگى خود را در درياها هم پابرجا كردند . نبردهاى دريائى هخامنشيان با كمك ناوگان مصرى ، كشتىهاى فنيقى و قبرسى و ساكنان جزاير درياى اژه و نواحى دريائى ديگر انجام مىگرفت . پارسها هم بهعنوان ناوى در نيروى دريائى خدمت مىكردند .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 95
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٩٥