تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
شدند ( تقريبا دو دهه قبل آنجاها را تصرف كرده بودند ) . اما نزديك دماغه آفن در شبه جزيره خالكيد ناوگان پارسى در اثر طوفانى سهمگين درهم شكستند : در حدود 20 هزار تن كشته و 300 ناو نابود گرديد . پارسها ناگزير شدند نيروى زمينى خود را عقب بكشند و به آسياى صغير ببرند در ضمن براى لشكركشى ديگرى آماده شوند . به سال 491 ق . م . سفيرانى از پارس به شهرهاى يونان آمدند و از مردم آنجاها « زمين و آب » خواستند . يعنى فرمانبردارى از داريوش را از آنها خواستار شدند . بسيارى از شهرهاى يونان به آنها جواب مساعد دادند ، اما اسپارتيها و آنتىها از فرمانبردارى سرپيچيدند و حتى سفيران پارسى را هم كشتند . پارسها خود را براى تعرض تازه‌اى عليه يونانيان آماده كردند و رسما اعلام داشتند ، كه هدف آنها كيفر آتنىها و ارتريتزهاست كه يونانيان آسياى صغير را در نبرد با پارسها يارى كرده‌اند ، اما هدف واقعى آنها چيزى ديگر بود - داريوش مىپنداشت كه تصرف آتيك و پايتختش آتن همهء يونانيان را وادار به فرمانبردارى خواهد كرد . آتن در موقعيت دشوارى قرار داشت . استان كناريش به نام بئوتيا آشكارا با آتن دشمنى مىورزيد و از اعلاميهء پارسيان پشتيبانى كرد . در خود آتن پيكارهائى ميان گروه - هاى اريستوكرات و دموكرات در جريان بود . قسمتى از مردم آتن آمادهء كمك به پارسيان شدند و به‌گونهء پنهانى به پيروزى اينان اميدوار بودند . آخرين عنصر مستبد آتن به نام گيپى كه از كشور رانده شده بود ، همراه با ارتش پارسى به يونان بازمىگشت ، در اينجا هم عده‌اى از هواخواهانش انتظارش را داشتند . در تابستان 490 ق . م . ناوگان پارسى زير رهبرى داتيسا در كناره‌هاى كيليكى در آسياى صغير متمركز شدند . نيروهاى پياده و سوار هم زير فرمان آرتافن در آنجا گرد آمدند . در آغاز سپتامبر ، لشكريان پارسى كه بيش از 15 هزار تن بودند با كشتى به كناره هاى يونان پياده شدند و در دشت ماراتن كه 40 كيلومترى آتن بود موضع گرفتند . هم‌اكنون موضوع جنگ با پارسيان در شوراى مردم آتن به گفتگو گذارده شد . سردار نامدار آتنى به نام ميلتياد كه از عمليات خائنانهء هواخواهان شاه پارس در آتن هراس داشت ، اصرار ورزيد بيدرنگ نيروئى براى مقابله با پارسيان گسيل شود . پس از گفتگوئى طولانى شوراى مردم آتن پيشنهاد او را پذيرفت و ارتش آتن كه شامل ده هزار تن رزمنده بود ، به دشت ماراتن رهسپار گرديد . آنجا هم نزديك به هزار تن رزمنده از اتحاديهء شهر پلاتئى به اين ارتش پيوستند . اسپارتيها كه وعدهء كمك داده بودند ، در فرستادن نيرو شتاب نكردند ، اينان عقيدهء خرافى كهنى را كه شب بدر نبايد اقدام به لشكركشى كرد ، بهانه آوردند و فعلا از اعزام نيرو طفره رفتند .